جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

293

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

توده ، و تنگدستى مردم به‌چشم مىخورد ، تحريم مىكند و به‌خوبى مىداند كه اين گشادبازىها و تن‌پرورىها در اين چنين اجتماعات و در ميان گروه و طبقه‌اى خاص ، امكان‌پذير نيست مگر آنكه در طرف ديگر آن ، محروميت‌ها و گرسنگىها باشد . « 1 » و چون در شأن شرافت و حق انسانى نيست كه ثمره رنج و كوشش او را انسانى ديگر استثمار كند و چون اسراف و خوشگذرانى ولخرجان و تجاوزكاران ، در جامعه‌اى نيازمند ، بدون اين استثمار مقدور نيست ، مىبينيم كه پيامبر خانه‌ها و كاخ‌هاى اشراف را ، خانه‌هاى اهريمنان - شياطين - مىنامد : « خانه‌هاى شياطين را نمىبينيم مگر همين خانه‌هايى كه مردم به ديبا پوشانده‌اند » . و در قرآن آمده است : « و كم اهلكنا من قرية « 2 » بطرت معيشتها فتلك مساكنهم لم تسكن بعدهم الا قليلا » ! : چه بسيار كشورها را كه رفاه معاش - فراوانى نعمت - مغرورشان كرده بود هلاك نموديم . اينك مسكن‌هايشان ، كه پس از آنها ، جز اندكى ، مسكون نشده است . و در جاى ديگر ، با اين بيان جالب و عجيب و زيبا ، با آنان مىجنگد : « و اذ أردنا ان نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمّرناها تدميراً » و چون خواهيم مملكتى را

--> ( 1 ) امام صادق ( ع ) در ضمن روايتى دربارهء زكات مىفرمايد : « . . . و ان‌الناس ماافتقروا ولااحتاجوا و لاجاعوا و لاعروا الا بذنوب الاغنياء و حقيق علىالله ان يمنع رحمته ممن منع حق‌الله فى ماله » - مردم فقير و نيازمند و گرسنه و برهنه نشدند مگر در سايه فجايع و گناهان ثروتمندان ، و بر خدا سزاوار است كه رحمت خود را از كسى كه حق مالى را نمىپردازد ، بازدارد ( از كتاب من لايحضره‌الفقيه ، ص 151 ) . روايات ما در اين زمينه بسيار است و در يك پانوشت بيش از يك نمونه نمىتوان نقل كرد . م ( 2 ) « قريه » به معنى دهكده ، شهر و كشور ، هرسه آمده است و ما در ترجمه « كشور » را انتخاب كرديم . م