جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

292

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

محصولات آن بخورند و از خيرات و نيكىهاى آن بهره‌مند شوند . ولى بايد ديد كه موقف و نظريه اسلام درباره توزيع و تقسيم اين محصولاتى كه از زمين برمىخيزد ، چيست ؟ آيا استفاده از آن ، حق گروه و طبقه خاصى از افراد جامعه است ؟ يا اينكه اين خيرات ، براساس كار و كوشش و كاركرد و احتياج ، توزيع مىشود ؟ آيا اين نعمت‌ها و محصولات بايد دربست در اختيار پادشاهان و فرمانداران و ثروتمندان و غاصبان باشد ؟ يا آنكه از حقوق همگان است و جامعه در توزيع عادلانه آن ، كه موجب پابرجايى بناى محكم آن خواهد بود ، نظارت و همكارى دارد ؟ اسلام با ديد عدل و منطق به توده مىنگرد و هرگز احدى از مردم را فراموش نمىكند و هيچ‌كس هم بدون كار و كوشش ، برترى نمىيابد . و البته هر كوشش و رنجى هم پاداشى دارد كه جامعه بايد آن را بپردازد و تثبيت كند . پس از صفات اجتماع سالم اين نيست كه كارگر در آن گرسنه بماند ولى افرادى تن‌پرور ، بىعرضه ، بيكاره و حيله‌گر ، در آن به‌حد اشباع بخورند و بخوابند ! و همچنين از اوصاف جامعه سالم و استوار ، اين نيست كه رنج و زحمت كارگر را نديده بگيرد و درمقابل كسى را مقدم بشمارد كه در روى خيرات و نعمت‌هاى زمين كار نمىكند ، چنان‌كه - به‌عنوان نمونه كامل ! - جامعه قريش در زمان جاهليت چنين بود و گروه بنىامية در آن ، مردم را به زنجير كشيده و استثمار مىكردند . ما مىبينيم كه اسلام اسراف و عياشى و خوشگذرانى را با تأكيد بسيار در جامعه‌اى كه اكثريت افراد آن فقير و بىچيز هستند ، تحريم مىكند . آرى خوشگذرانى و ولخرجى را كه در مقابل آن نيازمندى