جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

29

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

صريح و روشن و مانند نيت و قصدش ، صحيح و درست بود و بنابراين ، اگر ما اين اسلوب را راهنماى بلاغت بدانيم و سخنان امام را « نهج‌البلاغه » بناميم جاى شگفتى نخواهد بود . سبك و اسلوب امام على ( ع ) ، در نتيجه صدق و راستى ، به‌مرحله‌اى از كمال رسيده كه سجع و وزن هم در سخن او بدون آنكه كوچكترين اثرى از تكلف و تصنع در آن ديده شود ، جلوه‌گر شده و مانند جريان آب از سرچشمه ، ازطبع سرشار امام روان گشته است . شما اگر بخواهيد حتى يكى از الفاظ و كلمات موزون سخنان نغز و زيباى امام را تغيير دهيد ، خواهيد ديد كه چگونه فروغ و اصالت خود را از دست مىدهد ! درواقع مراعات سجع در - كلام علوى - يك ضرورت هنرى آميخته با اسلوب ادبى است كه از طبع خلّاق امام صادر شده و اين به هم آميختگى ، آنچنان است كه گوئى هر دو از يك سرچشمه روان گشته و نثر را به صورت شعرى زيبا درآورده كه داراى وزن و قافيه‌ى ويژه‌ايست و مفاهيم را آنچنان با ظواهر و الفاظ پيوند مىدهد و همگام مىسازد كه شيرين‌تر ، جالبتر و بهتر از آن هرگز مقدور نيست . البته سخنوران و خطيبان بسيارى در ميان مردم عرب ، همواره بوده‌اند و « فن خطابه » يكى از هنرهاى ادبى آنان به شمار مىرود و در دوران جاهليت و پس از آن در دوره اسلام ، همه با آن آشنا بوده‌اند و بدون هيچ‌گونه شك و ترديدى بزرگترين خطيب دوران نبوت ، خودپيامبر بود ، ولى در دورهء خلفاى نخستين و همه دورانهائى كه پس از آن آمده ، بطور كلى و بدون هيچ‌گونه استثنائى ، هيچ‌كس در اين زمينه و با اين اسلوب ، به پايه و مقام امام على ( ع ) نرسيده است .