جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

288

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

فرائض دينى را به‌حساب معاش نمىگذاشت و درنظر او موضوع افطار و روزه ، هرگاه مانع سازندگى و كوشش باشد و مزاحم خدمت اجتماعى گردد و موجب ازكارافتادن وسايل زندگى و اسباب بقاء و منظم‌ساختن سعى و كوشش به آن نحوى كه تعاون دسته‌جمعى خواستار آن است ، بشود ، بىاهميت بود . و روى همين اصل پيامبر افطار را در ماه روزه به‌خاطر خدمت به مردم ، بر روزه در ماه روزه ، كه همراه با عزلت و خمودى و دورى از عمل و كار سودمند و مفيد باشد ، ترجيح مىدهد . « 1 »

--> ( 1 ) توضيحاً بايد يادآور شد كه عبادات اسلامى هرگز مانع از كار و كوشش نيست و اگر انسان با توجه به حقيقت آنها ، آنها را برپا دارد ، او را در راه كار بهتر و سودمندتر براى مردم بانيت پاك‌تر ، آماده‌تر و مجهزتر مىنمايد . و بديهى است كه عبادات اسلامى هيچ‌گونه رابطه‌اى با گوشه‌نشينى و دورى از كار و اشتغال به ذكر و وردگفتن گروهى مسلمان‌نما ندارد . و البته روزه در ماه روزه ، در ايام سفر به‌طور كلى ساقط است تا انسان دچار مشكلاتى نشود ، چنان‌كه در صورت اضطرار نيز وجوب آن موقتاً بر طرف مىشود ، ولى به‌بهانه كار و معاش نمىتوان واجبات اسلامى را ترك كرد و با توجه به اينكه اوقات عبادات اسلامى محدود است و از ساعات روز و ايام هفته و ماه و سال ، قسمت بسيار ناچيزى را اشغال مىكند ، نمىتوان گفت كه آنها را به‌خاطر كارهاى ديگر ، بايد كنار بگذاريم و فقط به‌خاطر ماديات زندگى كنيم ! و اگر ضرورتى در پيش باشد نخست بايد از خواب و تفريح و گردش و غيره كسر كنيم نه از عبادات ! . . . فتواى ! غلط آقاى حبيب بورقيبه ، رئيس‌جمهورى تونس ، كه چندسال پيش آن را صادر فرمود ! كه كارگران به‌خاطر كار بيشتر ! ، بايد ماه رمضان را روزه نگيرند ، ناشى از عدم فهم حقيقت روزه بود و انگيزه‌اى جز غرب‌زدگى و تظاهر به تجددطلبى و روشنفكرنمايى نداشت ! اگر بورقيبه‌ها ، واقعاً به‌خاطر « سازندگى » مىخواهند كارگران به وقت خود اهميت بدهند ، آنها را از شركت اجبارى در ميتينگ‌هاى قلابى . و استقبال‌ها و جشن‌ها و دمونستراسيون‌هاى ضدملى و غيره بازدارند ، نه از نماز و روزه كه باعث تهذيب نفس و پاكى روح مىگردد . و در هر صورت ، واجبات اسلامى جز در صورت اضطرار ، تعطيل‌بردار نيست خواه آقاى بورقيبه به لزوم آن فتوى بدهد و يا روشنفكران كافه‌نشين ! ويسكىخوار ، هوادار آن باشند . . . م