جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
287
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
پيش از آنكه درباره موقعيت و نظريه علىبن ابيطالب درباره جامعه و نظام اجتماعى ، و انسان و حقوق آن به تفصيل بحث كنيم ، ضرورى است يك بررسى كوتاه و اجمالى پيرامون موقف پيامبر درباره همه اين امور بهعمل آوريم و روش وى را در امر زندگى مورد توجه قرار دهيم : پيامبر بر شئون مردم و مسائل جامعه عنايت تام و كاملى داشت و اسلام چنان كه در روابط عمومى نظارت داشت به رفتار فردى نيز ، با قانونگذارى و برنامهريزى ، توجه مىنمود و درواقع اسلام چيزى جدا از جامعه و قوانين ضرورى آن ، نيست . اسلام در اهميتدادن به جامعه بهجايى رسيده كه هر خدمت اجتماعى را شكلى از عبادت شمرده است ، و بلكه خدمت به مردم ، در مفهوم عبادت صحيح و ايمان نيك و كامل ، بالاتر از اقامه شعائر دينى است . پيامبر مىفرمايد : « اصلاح ميان دو نفر ، بهتر از نماز و روزه است » . داستان زير براى اثبات اين روش صريح و روشن در اسلام ، كافى است . از ابنعبدالله نقل شده كه گفت : « با پيامبر در سفرى بوديم و در ميان ما چند نفر روزه بودند ، اتفاقاً روز گرم و سوزانى در محلى پياده شديم و كسى بيشتر در سايه بود كه با خود پارچهء حفاظى داشت و بعضى هم با دست خود جلو حرارت خورشيد را مىگرفتند . روزهداران از كار بازمانده و افتادند و آنهايى كه روزه نگرفته بودند ، خيمهها را برپا كردند تا همه در سايه باشند و سپس چهارپايان را آب دادند و سيراب نمودند . در اينوقت رسول خدا فرمود : « امروز همهء اجر و پاداش را آنهايى بردند كه روزه نبودند » . آيا در اين ماجرا ، دليل قاطعى بر اين نيست كه پيامبر اجازهء اقامهء