جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

277

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

و اگر جامعه و نظام اجتماعى موجب ارتكاب جرم و پيدايش گناهى شده باشد ، چه‌بسا كه آنان در تبرئه مجرم و گناهكار كوشيده‌اند ، چنان كه اگر تحريم چيزى باعث نسبت‌دادن گناه به مسبب غيرحقيقى شده باشد - و بتواند مسبب اصلى را زير پرده پنهان كند - در حلال‌كردن آن چيز حرام ، كوشش نموده‌اند . اينك به حادثه جالبى گوش كنيد كه متفكر كم‌نظير خالد محمد خالد « 1 » در كتاب ارزشمند خود به‌نام من هنا نبدأ - از اينجا شروع مىكنيم - آن را ذكر كرده و ما هم به‌طور اختصار آن را نقل مىكنيم : چند نفر از غلامان حاطب‌بن ابى بلتعة ، شتر مردى از مزنيه را دزديدند و به جرم خود اعتراف كردند ، موضوع را در نزد عمربن خطاب مطرح ساختند ، عمر خود را در برابر جرمى ديد كه همه شرائط تقصير و موجبات حد - سرقت و سارق و اعتراف بدون فشار و اجبار - در آن كامل بود . عمر به چه چيزى بايد حكم دهد ؟ عمر در صورت متهمين نظرى افكند و آنگاه گفتار خداوند را خواند : « والسارق والسارقة فاقطعوا ايديهما ، جزاء بما كسباً نكالًا من‌الله » « 2 » - دست‌هاى مرد و زن دزد را قطع كنيد ، به پاداش كارى كه انجام داده‌اند ، عقوبتى است از خداوند - عمر خواست كه دستور قطع دست آنها را بدهد ، ولى بار ديگر در صورت آنان خيره شد و به‌دقت نگريست ! . . . و چه چيزى ديد ؟ !

--> ( 1 ) خالد محمد خالد از نويسندگان دانشمند دانشگاه اسلامى الازهر ( قاهره ) بوده و تأليفات جالب و ارزنده ديگرى از قبيل الدين فى خدمةالشعب ( دين در خدمت ملت ) دارد . . . و سرانجام هم از تدريس در الازهر محروم گرديد ! م ( 2 ) قرآن مجيد سوره المائده آيه 42