جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

274

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

مثلًا مسيح راه اقدام جسورانه و اعجازآميزى را مىپيمايد ، كه بىشرمى و وقاحت استثمارچيان را با قدم‌هاى خود مىكوبد و عظمت و خودپسندى و كارهاى نيرنگ‌آميزشان را نابود مىكند و پشت كسانى را كه با اهريمن احتكار و غصب معاهده‌اى امضا نموده و با جور و ستم پيمان بسته بودند با تازيانه‌هاى زندگى ، كه به‌خاطر خويشتن خشمناك بود ، مىزند و همانند گردبادى شديد و كشنده و طوفانى پرتگرگ ، بر منافقان مىوزد و سخت مىگيرد و آنان را به‌شدت به زمين مىافكند ، در آن‌هنگام كه ضعيفان را به خوددارى از پرداخت ماليات دعوت مىنمايد ، درواقع دست‌هاى استعمارگران رومى و قيصر ، آنان را كوتاه مىسازد . اين شهامت مقدس او را در راه مرگ به‌دست منافقان و استعمارگران ، رهبرى مىكند ، تا اينكه دو نفر از درماندگان ، در حالىكه او به‌سوى اورشليم پيش مىرفت به نزد وى آمده و از او خواستند كه در چپ و راست وى حركت كنند و او با مهربانى به آنها نگاه كرد و گفت : « آيا شما مىتوانيد جامى را بنوشيد كه من به‌زودى خواهم نوشيد ؟ » و سپس آن دو نفر را از راه مهر و دوستى از سر راه خود دور كرد . * * * همان‌طور كه منافقان نفاق ورزيدند و بعضى از سخنان مسيح و قسمتى از فصول زندگانى وى را طورى تفسير نمودند كه « فقر » را براى مردم نيكو جلوه دهد ، تا نيكىها و نعمت‌هاى زمين را براى خودشان نگهدارند كه از آن به‌مثابه غنيمتى حلال ! ، بهره‌مند شوند و مانند جباران و ستم‌پيشه‌گان بر مردم حكومت كنند تا هستى غارت‌شده