جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

273

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

راهى كه به رشوه نزديكتر است ، مىخوانند و در برپاكردن اين نماز افراط هم مىكنند ، آنگاه اشعياء از زبان خداوند به آنها خطاب كرده و مىگويد : « وقتى كه شما دست‌هاى خود را به‌سوى آسمان باز مىكنيد ، من چشمان خود را از شما برمىگردانم ، و اگر نماز خود را بيشتر هم بكنيد ، من به شما گوش نمىدهم ، زيرا دست‌هاى شما خونين است به عدل و انصاف پناه ببريد و مظلوم را يارى و كمك كنيد ، نياز مردم را بر طرف نماييد و بر يتيم رحم كنيد و از بيوه‌زنان حمايت و پشتيبانى بنماييد ! » و چقدر زيبا و جالب است تصويرى كه اشعياء از اين ستمگرانى نشان مىدهد كه ناتوانان بيچاره را غارت مىكنند و كوشش آنان را احتكار مىنمايند و سپس زهد و فقر و بىرغبتى به دنيا را براى آنان نيكو جلوه مىدهند ! . . . در آن‌هنگام كه اشعياء آنها را چنين تعريف مىكند كه در جامعه ، عضو زايد و بىارزشى بيش نيستند و باد و طوفان هم به‌ناچار آنان را از بين خواهد برد ، و مىگويد : « ستمگران مانند كاه دستخوش باد و طوفانند » . * * * و بدين‌ترتيب زاهدان و قناعت‌پيشه‌گان ، از رهبران رسالت‌ها و كسانى كه پشت سر آنها بودند ، همه در يك حقيقت اساسى مبتنى بر ضرورت اصلاح مردم با رفع نيازمندىهاى مادى آنان - در درجه اول - اتفاق دارند ، تا بدين‌وسيله در راه فضيلت‌هاى روحى و درونى ، فرصت و مجال وسيعى به آنها بدهند . و اما خود آنها كه زهد ورزيدند و قناعت كردند ، براى آن بود كه مادهء اكتفا و سيرى و زندگى را چنان كه گذشت ، در خود رسالتشان يافته بودند .