جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

236

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

ارادهء امام - كه انگيزه‌هاى نيكى در آن زياد بود - چيزى كه آن را بيشتر از كوشش در راه اين تحول ، به‌خود مشغول كند ، وجود نداشت . و هيچ‌يك از فريبندگىهاى جهان ياراى پيروزى بر اين اراده و جلوگيرى از اين كوشش را نداشت و توطئه‌هاى بدخواهان نيز مؤثر نبود زيرا در قلب امام چيزى دوست‌داشتنىتر از برپاداشتن حق و نابودساختن باطل ، خطور نمىكرد و البته در نظريه امام هم درباره حق و باطل و چگونگى آنها ، كوچكترين ترديد و تزلزلى به‌وجود نمىآمد . درستى انديشه و ادراك او ، و سپس اخلاصش در اجراى آنچه به فكرش مىآمد و درك مىكرد ، دو عامل اصلى بودند كه او در هيچ‌يك از كارهاى اجتماعى و عمومى ، راه مبهمى را نشان ندهد و امام هرگز در برابر كارگزاران نيرومند و سركش و عاملين بدبختى توده مردم ، خاموش نمىنشيند و درقبال دسته‌بندى و حزب‌بازى مخالفين و كسانى كه مىخواهند حكومت حق را درهم بكوبند ، عقب‌نشينى نمىكند و به چگونگى برداشت‌هاى دوستان و دشمنان از كارها و انديشه‌هايش ، توجهى ندارد و اينها ، همه به‌خاطر بيان و ايجاد حقوق طبيعى انسان ، در يك زندگى سعادتمندانه و شرافتمندانه بود ، تا خلق به دو گروه ، با دو روش متضاد و جداگانه تقسيم نشوند : گروه سياه‌بخت و دردمند و گرسنه و گروه خوشبخت و خندان و سير ! امام در پرتو عقل كامل و تيزبين خود ، به‌خوبى دريافته بود كه وجود امتيازات مادى طبقاتى در بين مردم ، راهى است كه سير در آن ، سرانجام زشت و ناگوارى از قبيل جمود فكرى و پست‌نهادى و رذائل اخلاقى دارد و منجر به ظلم و ستم ، زورگويى و خيانت در حكومت و روابط مردم با يكديگر مىگردد . و همچنين باعث فساد و تباهى بزرگ