جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
237
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
و كارهاى زشت و ناپسند در ميان اين گروه غاصب و گمراه هوادار مقام و ثروت بىكوشش مىشود . چنان كه در بين گروه ستمكش منجر به بيمارى جسمى و روحى ، دلسردى نسبت به زندگى ، سوءظن و بدبينى به انسان و دشمنى و حسادت مىگردد . و بدون شك نتيجهء نهايى اين عوامل و انگيزههاى موجود در دو گروه ، چيزى جز از همپاشيدگى و ويرانى جامعه نخواهد بود ، و گويا وجود اين دو طبقه در اجتماع ، بهمثابه دو سنگ آسياب است كه در ميان آن دو ، تساوى و حقوق انسان قربانى شده و خرد مىگردد ! روش اكثريت آريستوكراتها و اشراف ، بهويژه گروه بنىاميه ، در اواخر خلافت عثمان آن بود كه بر ضد سنتهاى اسلامى كه هوادار عدالت و برابرى در حقوق بود ، قيام كنند و توده را به ذلت بكشانند و مردم را به بردگى بگيرند و در ميان صفوف آنها ترس و وحشت از زمامدار را ايجاد كنند ، تا آنجا كه جرئت ايستادن در مقابل فرمانرواى خود را هم نداشته باشند ! تا اگر دلشان بخواهد ، خون آنان را بريزند - چنان كه حقوقشان را پايمال مىكنند - و از رشوهخوارى و نظاير آن چشم نپوشند . آنان جاسوسانى از جانب خود مىفرستادند تا خبرهايى درباره كارهايى كه مردم مىخواهند انجام بدهند ، به آنها برسانند كه بتوانند جنبش را در نطفه خفه كنند و پرچمهاى خود را از خون بىگناهان و حقوق همگان ، رنگين كنند و خلافت را به سلطنت و دمكراسى اسلام را به حماقت خودكامگى و حكومت فردى مبدل سازند ! اينان در ميان شدت و سختى امام على در اجراى عدالت اجتماعى و هوسها و مطامع خويش در رياست و والىشدن و ثروت ، شب و روز