جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
225
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
اكتفا نمىكنند و هميشه مىخواهند كه در هر مسألهاى به مغز و باطن آن پى ببرند ، در قرآن و موضوع آن كه دين بود ، بهدقت پرداخت ؛ آنچنان كه متفكران جهان در كارها به دقت و تأمل مىپردازند . و از همينجا بود كه على مسئله دين و مذهب را يك موضوع قابل دقت و تفكر و تعمق مىدانست و هرگز هم شخصيتى بزرگ مانند على ، از دين و مذهب فقط بهظاهر آن و به اجراى احكام و اقامهء حدود و برپاداشتن مراسم عبادت ، اكتفا نمىكند . در صورتى كه اكثريت مردم ، بهظاهر دين و نتايج مادى آن در معامله و قضاوت مىنگرند ، على در كنار دانش ظاهر احكام دين ، آن را بهمثابه يك موضوع فكرى محض و قابل تحقيق و بررسى و دقت عميق ، مورد مطالعه و تفقه قرار مىدهد و از تفكر و بررسى خود دست برنمىدارد مگر آن هنگام كه اطمينان مىيابد كه اين دين ، برپايهء اساسى محكم و بنيادى متحد در اصول و حقايق ، استوار است . . . و از همينجا ، علم كلام يا فلسفه دين اسلام ، پيدا شد و روى همين اصل ، على نخستين دانشمند كلامى و بلكه پدر علم كلام است ، براى آنكه دانشمندان نخستين اين علم ، از سرچشمه علىبن ابيطالب سيراب شدهاند و اصول و مبادى اين علم از راه على به آنان رسيده است ، و دانشمندان بعدى هم همچنان به نور او راه مىيابند و على را پيشواى خود و راهبر پيشينيان مىدانند . مثلًا واصلبن عطاء بنيانگذار فرقه معتزله - نخستين گروه اسلامى كه مىكوشد اصالت و مقام عقل را در موضوعات دينى بالا ببرد - شاگرد ابوهاشم بن محمد بن حنيفه است كه پدر او شاگرد علىبن ابيطالب بود . و آنچه درباره معتزله گفته شده درباره اشاعره نيز صادق است ، براى اينكه اشاعره شاگردان