جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

205

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

برادرش كه سهمى از بيت‌المال مىخواست ، جواب رد داد و او به معاويه روى آورد . ولى على به رغم اين حركت باز هم مصالح مردم را ترجيح داد و از خواست عقيل گذشت . آيا على پدر دلسوزى براى ملت خود نبود كه هميشه كارمندان و فرمانداران خود را به نرمش و مدارا با مردم و قطع‌نمودن دست‌هاى استثمارگران صاحب نفوذ و قدرت ، راهنمايى مىكرد و در اين امر تا آنجا پيش مىرفت كه در صورت تخلف به مجازات سخت تهديدشان مىنمود ؟ آيا على همان كسى نيست كه همواره بر گوش فرماندارانش اين سفارش‌ها را تكرار مىكرد : « داد مردم را از خود نيز بستانيد و در رفع نيازمندىهاى آنان شكيبا باشيد كه آنها پشتوانهء ميهن و توده‌اند . كسى را از حاجتش بازنداريد و از خواستش جلوگيرى نكنيد ! براى دريافت ماليات لباس زمستانى و تابستانى مردم را نفروشيد و چهارپايى را كه با آن به‌كار مشغولند از دستشان نگيريد و بر احدى به‌خاطر يك درهم تازيانه مزنيد » ! آيا على نويسندهء آن عهدنامهء پرارج به مالك اشتر نخعى ، فرماندار او در مصر و اطراف آن نيست كه در آن مىگويد : « بر مردم مانند حيوان درنده مباش كه خوردن آنها را غنيمت بشمارى ! زيرا مردم بر دو دسته‌اند : يا برادر دينى تو هستند و يا انسانى مانند تو ! بر آنان از گذشت و اغماض چنان روا بدار كه دوست دارى خداوند آنچنان از تو درگذرد و اغماض كند . و از هيچ بخششى پشيمان مباش و بر مجازاتى شادمانى مكن » . او سپس مىفرمايد : « و از احتكار جلوگيرى كن » و همين سخت‌گيرى در جلوگيرى از احتكار ، يكى از عوامل