جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
194
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
تشنگى بميرى ! ولى رفتار على با معاويه و لشكر او ، عبرتانگيز است . قهرمان بزرگ بر آنها حمله برد و آنان را از كنار آب دور كرد و سپس به آنها اجازه داد كه همانند سربازان خود از آن آب بنوشند ، در صورتى كه اگر آب را به روى آنها مىبست پيروزى وى قطعى بود و آنان از ترس مرگ از تشنگى ، مجبور به تسليم مىشدند . يكبار على دستور داد دو نفر از ياران خود را بهخاطر بدگويى و دادن نسبت ناروا به عايشه صدتازيانه بزنند در صورتىكه او جنگ جمل را بهپا داشت تا كار على را يكسره سازد ! على پس از آنكه در جنگ جمل بر عايشه پيروز شد ، بهنزد وى آمد و با احترامى خاص با او وداع كرد و خود نيز در ركاب او مقدارى راه رفت تا بدرقهاش كند و سپس گروهى را بهعنوان خادم و محافظ همراه او فرستاد و توصيه نمود كه او را با كمال احترام به مدينه برسانند . در تاريخ نقل شده كه على بيستنفر از زنان « عبدالقيس » را كه مانند مردان عمامه بهسر كرده و شمشير بسته بودند كه شناخته نشوند ، همراه او كرده بود . مقدارى از راه را كه پيمودند ، عايشه سخنان ناروايى بر ضد على گفت : و بعد افزود : على با اين مردان و سربازانى كه همراه من كرده ، احترام مرا از بين برده و هتك حرمت كرده است . ولى هنگامى كه به مدينه رسيدند ، زنان عمامهها را از سر برداشتند و به عايشه گفتند : ما نيز همه زن بوديم ! صدق و اخلاص اين صفات انسانى و پسنديده در رشته زنجيرى بىانتها به هم پيوستهاند و بعضى بر بعض ديگر نشانه و گواهند . از عالىترين