جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
193
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
دشمنى را كه فرار مىكند ، بهقتل برسانند يا دشمنى را كه زخمى است به حال خود بگذارند و به او كمك ننمايند . او همچنين نهى كرد كه پوشاك كسى را بردارند يا مالى را بهناحق بگيرند . . . امام بر دشمنان كشتهشده خود در جنگ جمل نماز گزارد و براى آنها طلب مغفرت كرد . او هنگامى كه به سختترين دشمنانش كه عبداللهبن زبير ، مروانبن حكم و سعيدبن عاص بود ، دست يافت ، آنها را مورد عفو قرار داد و بر آنها نيكى كرد ، در صورتى كه آنها براى مرگ على دقيقهشمارى مىكردند . او حتى اجازه نداد كه يارانش آنان را تعقيب نموده و آزارى برسانند . در صورتى كه به آن قدرت داشتند . وقتى كه بر عمروبن عاص غلبه كرد - البته خطر او كمتر از معاويهبن ابىسفيان نبود - او را به حال خود گذاشت كه نجات يابد و همچنان بر توطئه خود بر ضد على ادامه دهد . عمروعاص هنگامى كه شمشير على را بالاى سر خود ديد ، با حيلهء خاصى ! كه بهكار برد « 1 » ، خواست كه على از او بگذرد ، و اگر على در آنجا به زندگى عمروبن عاص خاتمه مىداد ، در واقع به كار نيرنگ و مكر و ارتش معاويه خاتمه داده بود ! در معركه صفين معاويه و پيروان او نقشه كشيدند كه على را با بىآبى و تشنگى از پاى درآورند ، و به همين منظور ميان او و آب ايجاد مانع كردند ، در حالى كه به او مىگفتند : قطرهاى آب نيست تا از
--> ( 1 ) مىگويند او خود را برهنه كرد و على از او رو برگرفت و او به آن حال بود تا على از او دور شد . . . و بدينترتيب نجات يافت ! . . . م