جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
192
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
بزرگمنشى كه دو اصل از اصول حقيقت جوانمردى و مردانگى است ، هردو از خصلتهاى امام بود و به همين سبب ، دوست نداشت به كسى آزار برساند ولو اينكه او را اذيت كرده باشد و يا به كسى در ستم و تجاوز پيشى جويد ، اگرچه مطمئن باشد كه او قصد كشتنش را دارد . روح خويشتندارى و بزرگمنشى او را به اين مقام بلند رسانيد كه از ناسزاگويى به بنىاميه ، در روزى كه از هرسوى به او دشنام مىدادند ، خوددارى كند ، زيرا اگر دشمنان خود را بهخاطر ناسزاگويى ، ناسزا بگويد ، از سلك اخلاق بزرگ خارج شده است ، بلكه او ياران خود را هم از ناسزاگويى به بنىاميه منع نمود . او هنگامى كه در جنگ صفين از ياران خود شنيد كه به مردم شام دشنام مىدهند كه چرا راه مكر و خيانت و حيله را پيش گرفتند ، به آنها گفت : « من دوست ندارم كه شما ناسزاگو باشيد ، ولى اگر شما اعمال آنان را شرح دهيد و حال آنها را بازگو كنيد شايستهتر است و حقيقت را بيان مىكنيد . بهجاى ناسزاگويى و فحاشى بگوييد : خداوندا ، خونها و خون آنان را حفظ كن ، ميان ما و آنان را اصلاح بده ، آنان را از گمراهى و ضلالت برهان ، تا كسى كه حق را نشناخته ، بشناسد و آنكس كه به ظلم و تجاوز پناه برده و آلوده گشته است ، بازگردد » . گذشت مروت و گذشت امام نادرتر از آن است كه در تاريخ نظيرى داشته باشد و رويدادهايى كه در زندگى او در اين زمينه نقل شده بيشتر از آن است كه به حساب آيد و ما براى نمونه چند رويداد را نقل مىكنيم : امام به سربازان خود فرمان داد كه مبادا در حال خشم و ناراحتى ،