جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

146

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

داشت . آيات به‌هم‌پيوسته و هماهنگ جوشان از حسى عميق و بينشى ژرف ، لبريز از شور واقعيت و گرمى حقيقت سرشار از اشتياق تمام براى شناخت ماوراء اين حقيقت . . . آياتى زيبا و نغز كه زيبايى صورت و معنى چنان در آن به هم آميخته كه تعبير با مدلول و شكل با معنى يكى شده‌اند همچنان كه حرارت با آتش ، نور با خورشيد ، و هوا با هوا يكى هستند و بشر در قبال آن ، چيزى جز به‌مثابه موجودى كه در برابر سيل خروشان درياى پرموج ، طوفان سركش و گردباد تند قرار گرفته باشد ، نمىتواند باشد ؛ مثل عجز انسان در مقابل سرنوشت محتوم . بيانى كه اگر به‌گوش عقل شنيده شود ، معانى را به شكل آهنگ‌ها و الحانى درمىآورد كه در قلب جاى مىگيرد و همين آهنگ‌ها خود داراى مفاهيم ژرفى هستند ، بدان‌گونه كه طبيعت زنده مىخواهد و مىجويد . بيانى كه اگر به ديدهء خرد در آن نگريسته شود ، معانى را به‌صورت تابلوهاى هنرى زيبا درمىآورد كه در آن رنگ‌ها و خطوط در جاى خود قرار دارند . . . و در آن دنيايى از زيبايى هنرى ، آميخته با اصالت شكل‌ها و رنگ‌ها و آهنگ‌ها ، نمودار مىگردد . بيانى كه در مقابل دشمن گويى تندباد خروشانى است . اگر تباهى و تبهكاران را تهديد كند همچون آتش‌فشان‌هاى سهمناك ، زبانه مىكشد و اگر به استدلال منطقى بپردازد ، عقول و احساسات و ادراكات بشرى را مورد توجه قرار مىدهد و راه هر دليل و برهانى را مىبندد و عظمت منطق و برهان خود را هويدا مىسازد . و اگر براى تفكر و دقت بخواند ، حس و عقل را همراه مىسازد و به‌سوى آن‌چه مىخواهد ، سوق مىدهد و انسان را با جهان و هستى پيوند مىدهد و نيروها و