جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
135
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
سمبل براى كشيدن تابلوى مادر مسيح قرار داد ، تا بدينوسيله هرگونه مفهوم و معناى پاكى و نيكدلى انسانى را در آن ظاهر سازد ، و اگر « تولستوى » و « ولتر » و « گوته » در پديدههاى فكرى و اجتماعى خود ، از روح هنرى رافائل الهام مىگيرند ، اين مرد بزرگ صدها سال پيش بر آنها پيشى گرفت و با اين كه شرائط و امكانات نامساعد او و اجتماع كوتهفكر و تنگ و محدودى كه در آن بهسر مىبرد ، با امكانات و اجتماعات مترقى اينها قابل مقايسه نبود ، ولى او در آن زمان با ملوك و فرمانروايان و فرمانداران و سودجويان به ستيزه برخاست و در راه توده مردم ، با فكر كوتاه و سخيف آنان به مبارزه پرداخت . او در حالى كه سوگند ياد مىكند ، مىگويد : « بهخدا سوگند ، داد ستمديدگان را از ستمكاران بستانم و دماغ ظالم را ، با اينكه او را خوش نيايد ، به خاك بمالم تا او را به سوى سرچشمه حق و عدالت بكشانم » سپس در گوش فرمانداران تبهكار زمان خود اين بانگ رسا و صداى حقطلبانه را فرياد كرد كه از وراى آن ، شناخت كامل حقيقت و ماهيت اشراف و آريستوكراتهاى پوچ - كه بر تبهكارى خود مىبالند - و همچنين اصالت تودهء رنجديده محروم و بينوا ، چنان آشكار است كه هيچ مزيدى بر آن متصور نيست . . . آنجا كه با بيانى كوتاه ، چون فرمان سرنوشت فرياد مىزند : « زيردستان شما برترند و مهتران شما پستتر » . او از وراى اين نكته ، پرده سياهى را كه محروميت و ستم بر استعداد اصيل و شكوفان تودهء مردم مىكشد ، كنار مىزند و اهريمنان شر و فساد ، پستى و نيرنگ را كه چهره زشت و ضدبشرى خود را در جامهء آراستهء فئودالها ، فرمانروايان و احتكارگران پنهان داشتهاند ، رسوا مىسازد .