جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
103
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خلاصهء سخن آنكه : ما هنگامى كه از چهارچوب « عربيت » به گسترهء وسيع « جهانى » قدم مىگذاريم و از حدود زمان عربى محدود ، به دو تاريخ نزديك به هم ، به حدود زمانى جهانى گام مىنهيم ( اين دوران شامل پيدايش وجود انسان تا عصر نهضت و رنسانس در اروپا مىشود كه در آن نوابغى بزرگ زندگى مىكردند ، قوانينى وضع نمودند و انقلابهاى اجتماعى و اخلاقى و سياسى برپا كردند ) بايد درك كنيم كه علىبن ابيطالب در بين اين افراد بىنظير و قانونگذار و برپادارندگان انقلابها ، مقام و موقعيت خاصى دارد . ولى بايد ديد كه اين مقام و موقعيت چيست ؟ و وضع و جاى اين مرد بزرگ در بين آنان چگونه است ؟ آيا اين محروميت نيست كه در بسيارى از كتابهايى كه درباره امام علىابن ابيطالب نوشته شده ، سخن درباره موضوعاتى دور بزند كه شايد بتوان گفت همهء آن موضوعات هم به موضوع واحدى تبديل شدهاند و همه بحث و جدلها به دور آن مىچرخند ! ؟ و تازه اگر هم از آن تجاوز كنند ، سخن از شمشيرى است كه دو نصف مىكند ! و از ضربه نيزهاى است كه مىشكافد ! و سپس گفتگو از دشمنان اوست كه « مرغها » از آسمان براى نابودى آنان فرود مىآيند و درندگان زمين هم آنان را پارهپاره مىكنند ! البته بدون شك اينها در تاريخ على براى خود جايى دارند ، براى آنكه اخبار مربوط به آنها در تاريخ دور ، هزار و يك قضيه و داستان را ثبت كرده است ، ولى جنبههاى عظمت واقعى در علىبن ابيطالب ، بيشتر از اينهاست و آنها اگر بررسى شود ، بهخاطر آن است كه بعضى از گوشههاى تاريك و تاريخى در زندگى اين مرد و زندگى