الشيخ محمد جواد الخراساني
67
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
گر از اين دعوت پشيمان گشتهايد * عهد را با او اگر بشكستهايد واگذاريدش كه تا زين كو رَوَد * هر كجا خوش باشدش آنسو رَوَد در گذشتم ليك اين آب روان * كُو مُباح استى بأنس و وحشيان وحش و طير و مرغ و ماهى زو خورند * گبر و ترسا و يهودى زو بَرَند از چه بر آل پيبمبر بَستهايد * قلب احمد زين سَبَب بشكستهايد گر كه اطفالش به بينيد از عطش * آن يكى مُرده است و ان يك كرده غش كس جوابش را ندادى زان لئام * تيربارانش نمودندى تمام شاه فرمودش كه اى حرّ در گذر * وعظ ننمايد بر اين مردم اثَر حُر بخرگاه ولايت بازگشت * در ركاب شه بُدى تا كشته گشت مرثيه در ميدان رفتن شهزاده علىّ اكبر و مبارزهء او با آن گروه ستمگر اوّل روان بمعركه از آل مصطفى * شهزاده گشت اكبر سلطان كربلا تا بر جهانيان همه اين راز فاش كرد * ما بهر ملك و جاه نداريم اين نبرد ما را جهاد دين نبىّ كرده جنگجو * جُز مرگ نيست در دل ما هيچ آرزو ما طالب حَياة نباشيم و تنپرست * احياء شرع نهضت ما را مقدّر است پس رُوى در جهاد عدو كرد شيروار * از هر طرف بكشت ز شجعان نامدار رجز شهزاده علىّ اكبر هنگام مبارزه و ترجمهء ان انا علىّ بن الحسين بن علىّ * نحن و بيت اللّه اولى بالنّبىّ تاللّه لا يحكم فينا بن الدّعىّ * اضرب بالسّيفاحامى عن ابى ضرب غلام هاشمىّ علوىّ