الشيخ محمد جواد الخراساني
68
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
ترجمه گفت ايگروه زادهء سبط پيمبرم * نامم على اكبر و هم شبل حيدرم حامىّ دين جدّم و بابم مرا امير * تابع نيم يزيد و عُبيد اللّه شرير ايقوم جانشينى احمد سزاى ماست * پيشى بما سزاست نه بر زادهء زناست تا جان بتن مرا بود و راست تيغ تيز * خواهم زدن بفرق شما با خدا ستيز امروز رُوز غربت ما آل عصمت است * آل رُسول بىمَدَد و بىحمايت است امروز در هواى پدر جان فدا كنم * با جان حمايت حَرَم مصطفى كنم تضرّع و نياز حضرت سيّد الشّهدآء بدرگاه خالق بىنياز و شكوه از جفاى قوم ستمگستر هنگام وداع علىّ اكبر و ترجمهء آن ثمّ نظر اليه نظر آيس منه و ارخى عينيه فبكى ثمّ رفع سبّابته نحو السّمآء و قال اللّهمّ كن انت الشّهيد عليهم فقد برز اليهم غلام اشبه النّاس خلقا و خلقا و منطقا برسولك و كنّا اذا اشتقنا الى نبيّك نظرنا اليه ترجمه از خدا اكبر جوانم ميرود * رُوح تن آرام جانم ميرود رفت از من آنكه در گفتار و خو * شِبه احمد بود و هم در شكل و رو باش شاهد اى خداوند صَمَد * سخت بگرفتند با من تا چه حَدّ تا فرستادم بسوى تير و تيغ * شِبه پيغمبر جوانم بىدريغ هر زمان مُشتاق پيغمبر شديم * ناظر رُوى على اكبر شديم اكبَرم رفت و دل از دنبال او * باش يا رَب شاهد احوال او ايضا در استيذان شهزاده از آنحضرت و شكوه انجناب بربّ الأرباب