الشيخ محمد جواد الخراساني
62
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
أيضا تقرير خطاب انحضرت بأصحاب گفت اى اصحاب و اى ياران من * هَر كه را نبود گذشت جان و تَن در هواى مُلك دنيا آمده * پس همى داند كه بى جا آمده ما صفا داريم و از اهل صَفا * مَكر بر اهل صفا نبود رَوا هركه فردا باشد اندر اينزمين * كشته گردد در ره دين مُبين باز گردد هركه را اندر سر است * حُب جان ما را هواى ديگر است تا كه تاريك است و شب اندر ميان * زود برگرديد رُو بَر خانمان هركه جانش قابل قُربان نبود * رفت چون توفيقش از رحمان نبود لطف حق شايستهء ناپاك نيست * سيل فيضش قابل هَر خاك نيست هر وجودى قابل الطاف نيست * لطف بر ناقابل از انصاف نيست ابياتيكه حضرت سيّد الشّهداء ( ع ) در شب عاشورا انشاد فرمود و ترجمهء ان يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالأشراق و الاصيل من طالب و صاحب قتيل * و الدّهر لا يقنع بالبديل و كلّ حىّ سالك سبيلى * ما اقرب الوعد من الرّحيل و منتهى الأمر الى الجليل افّ بر تو باد اى رُوزگار غَدّار * هستى تو با ياران خويش خونخوار با هر كه دوست گشتى اى جفا كيش * خونش بريختى چو خصم بد كيش در صُبح و شام از دوستان كه دارى * هر روز چندين تن كُشى بخوارى نى قانعى بيار و نى كشى دست * از كشتن ياران و شيمهء پَست