الشيخ محمد جواد الخراساني

49

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

تو ميخواهى كزين راه و از اينرو * جدائى افكنى بين من و او اگر عيش است و گر رنج است و آفات * جدائى بين ما هيهات هيهات نه جان من به از جان حسين است * نه تاب فرقت آن نور عين است اگر او را شهادت عار نبود * اسيرى هم مرا دشوار نبود اگر او كشته گردد در غَريبى * چرا نبود مرا از آن نصيبى ابيات طرمّاج بن عدىّ يا ناقتى لا تذعرى من زجرى * و امضى بنا قبل طلوع الفجر بخير فتيان و خير سفر * آل رسول اللّه آل الفخر السّادة البيض الوجوه الزّهر * الطّاعنين بالرّماح السّمر الضاربين بالسّيوف البتر * حتّى تجلّى بكريم التجرّ « 1 » الماجد الجدّ الرّحيب الصّدر * اصابه اللّه بخير امر عمّره اللّه بقاء الدهر * يا مالك النّفع معا و الضّر ايّد حسينا سيّدى بالنّصر * على الطّغاة من بقايا الكفر على اللعينين سليلى صخر * يزيد لا زال حليف الخمر و ابن زياد العمر بن العهر ترجمهء بيات اى ناقه از زجرم تو دل نگيرى * خواهم كه عذرَ مرا بجان پذيرى معذورم ار زَجرت كنم به سُرعت * مَنما مرا از اين ملامت خواهم به منزل زودتر رسيدن * پيش از طُلوع فجر آرميدن اى ناقه اينها سيّدان دهرند * آل رسول اللّه آل فخّرند اى ناقه رأفت كن بر اينجوانان * لختى بتندى رو از اين بيابان اين نوجوانان جُمله ماهرويند * در حُسن و زيبائى همه نكويند اينها همه بىشبه و بىمثالند * آل رسول و بهترين آلَند

--> ( 1 ) النجّر كالضّرب بالنون ثم الجيم بمعنى الأصل و النّسب