الشيخ محمد جواد الخراساني
31
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
غير درگاه رسول و حَرَم آل رسول * نيست ما را بدوكونش در اميّد دگر ما كه جز احمد و آلش نستوديم بخويش * نه امامى و نه شاهى و نه مولا يكسر پس جز اينخانه چرا خانه ديگر برويم * يا دگر در بزنيم از چه به غير از ايندر ما كه پروردهء اين درگه و اين بارگهيم * خير ما بايد از ايندر بود و رفتن شرّ تا خدا هست توانا و ولايت بحسين * گر جواد از دَرِ ديگر طلبَد بُرده ضرر ايضا التجاء بجاى يا على در همهء مصرعها يا حُسين ميتوان گفت غرق درياى بلايم يا على فرياد رس * بى سر و بى دست و پايم يا على فرياد رس بسكه بال و پر زدم من تا شدم بىبال و پر * منقطع از ما سوايم يا على فرياد رس از عبادت قاصر استم وز عمل خاليست كف * بر در حق بىبهيام يا على فرياد رس گر گدايان را نوازش ميكنى از مرحمت * من كه سر تا پا گدايم يا على فرياد رس سائلان را كى برانى از در اى باب الكرم * سائل باب شمايم يا على فرياد رس صرف شد عمرم بغفلت بىخبر از خير خويش * بَسته در دام هَوايم يا على فرياد رس رَه دراز و زاد اندك پشت سنگين از گناه * واى بر من بينوايم يا على فرياد رس بار الها عذر خواهم در گذر از جرم من * حقّ شاه اوليايم يا على فرياد رس يا على از دوستانم گرچه كامل نيستم * حقا از اهل ولايم يا على فرياد رس در جهان نبود اميدم نى بجهد و نى عمل * بر تو بَس باشد رجايم يا على فرياد رس يا ولىّ اللّه لطفى كن بر اين بىبال و پر * اى بهر ره رهنمايم يا على فرياد رس بر جوادت رهنما شو اندرين دور خطر * بين كه من بىدست و پايم يا على فرياد رس بقاى اسلام و تشيّع بشهادت حسين ( ع ) و اسيرى اهلبيت است تشيّع گرچه امروز از ميان رفت * حقيقتهاى او از شيعيان رفت ولى اصلش بماند پاى بر جا * رسُوم او بود دائر بهر جا