الشيخ محمد جواد الخراساني

23

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

كه مهمان را كشد با ياورانش * خصوصا شبه پيغمبر جوانش پس از كشتن كه انيسان چيره گشته * كه تازد اسب كين بر نعش كشته كه نعشى را فكنده در بيابان * و يا عريان كند آن هم مسلمان پس از كشتن كه آزارد ز نانش * زند سيلى به روى كودكانش زند آتش بخرگاه جلالش * كند بىخانمان اهل و عيالش كه طفلان و زنان داغديده * سوار ناقهء عريان شنيده كه بشنيده عليل زار و خسته * شتر عريان و دست و پاى بسته يهودان گرچه كشتندى پيمبر * حريمش را نيازردند ديگر نكردندى اسير آل رسولان * نگرداندند در شهر و بيابان بجز اين امّت دور از حق شوم * نكردى اين جفا با هيچ معصوم شكوه از جور و جفاى روزگار چرخ را كجمدار يعنى چه * اينهمه كينه كار يعنى چه ظلم بر آل بوتراب چرا * و اينهمه كارزار يعنى چه ميكشتى تشنه بر لب دريا * شيوهء نابكار يعنى چه از پى قتل يك تن تنها * سى هزاران سوار يعنى چه گر بزرگان بجرم كشته شدند * كشتن شيرخوار يعنى چه كشته را پايمال سم ستور * بعد از آن افتخار يعنى چه بفكندى تن حسين عريان * بىكفن اين شعار يعنى چه كندن كهنه پيرهن كه بدان * كرده خود را ستار يعنى چه سر سبط رسول بر سر نى * همه شهر و ديار يعنى چه سوختن خرگهى كه سكنى داشت * چند تن داغدار يعنى چه عزّت مصطفى اسيرى چيست * بر شترها سوار يعنى چه