الشيخ محمد جواد الخراساني

تنبيهات و تذكرات 5

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)

پس بايد گفت دانشمندان ايشان نيز داراى كمالات علميه و فضائل علميه ميباشند يا آنكه اگر كسى آن عمليات ايشانرا نداند و آگاه نباشد از كمالات علمى بىبهره باشد ، اين علم تخيلى عينا مثلش مثل چندى از مسائل فلسفه طبيعى است كه فلاسفه پيش به خيال خود آنها را علم ميدانستند و كمال علمى ميشمردند و امروز كه خلاف آنها كشف شده ديگر آنها نه بعلميت باقيمانده و نه دانستن آنها كمال است . و اما خدمات ملى - اولا اين خدمات فرضيه فقط در چند نفر معدودى بزعم شما وجود دارد نه در همه ، اينجماعت را كجا نظر اجتماعى و نوعى بوده تا خدمت بنوع كنند از تنبلى كه بزعم خود اسمش را وارستگى گذاردند بخودشان خدمت نكردند چه رسد به ديگران و ثانيا آن چند نفر را هم كه اهل خدمت ميگماريد خدمت ايشان بزعم شما منحصر است بفرهنك و ادب و اگر بديدهء انصاف بنگريد اينهم خدمت نيست زيرا كه در صدق خدمت قصد و نظر مدخليت دارد يعنى بايد عمل را به قصد خدمت و به نظر خدمت كند تا قابل ستايش و تقدير و تشكر باشد نه آنكه به قصد استفاده شخصى يا خودنمائى و يا اظهار فضل رعايت فرهنك و ادب كرده و سود عمل خود را هم برده ، ضمنا ديگرى هم از وى استفاده كرده ، چه در اين صورت خدمت نخواهد بود و مستحق تقدير و تشكر هم نخواهد بود ، مثلثش اينست كه كسى براى عياشى خود باغى و قصرى بسازد و نهرى در وى جارى سازد كه فضول آن نهر قهرا بخارج سرايت كند و جمعى هم يافت شود كه از فضول آن نهر نيز استفاده‌اى كنند يا ديوارهاى باغ خود را بچراغهاى الوان برق زينت كند كه عابرين از آن محل خواهى نخواهى از نور آن چراغها استفاده كنند ، آيا اين عمل را از اين شخص خدمت