الشيخ محمد جواد الخراساني

البدعة والتحرف 11

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)

همچنين تصوف را اصولى است كه هر كس ملتزم به آنها شد صوفى است ، خواه شيعى و خواه سنى خواه مسلم و خواه ترسا خواه خود را صوفى بنامد يا ننامد مدار تصوف بر آن اصول است نه بر نام كه او خود را صوفى بنامد يا عارف بنامد يا عاشق يا اهل اللّه و اولياء اللّه بنامد . چنانچه شيوهء متأخرين از متصوفه از چندى قبل بر اين شده كه نام تصوف را از خود برداند تا موجب گريزانى خلق نشود ، بنام عرفاء و عشاق و اهل دل و اهل طريقت و اهل حقيقت و اهل اللّه و اولياء اللّه و امثال ذلك خود را ميخوانند . اصول مشخصه تصوف‌كه صوفى را از غير صوفى امتياز ميدهد اگر اين اصول را ضبط كردى هيچ مصداق بر تو مشتبه نخواهد شد در اول گفتيم غرض از شرح تصوف در اينجا برهان بر بطلان آن نيست زيرا كه بطلان او نزد شيعه از ضروريات است و در كتب اصحاب مبرهن است و ما نيز در غير اين كتاب مبرهن ساختيم وجه بطلانش را محول به همان ضرورت ميكنيم ، چه آنكه روى سخن ما با شيعهء است ، بلكه نظر اصلى از شرح تصوف بيان اصول مميزهء مشخصه است كه به آنها تشخيص مصداق و رفع اشتباه شود گرچه ضمنا و تطفلان بطلانش نيز معلوم مىشود زيرا كه نقش مخالفت اين اصول با اسلام و عدم استناد آنها بنص كتاب يا رسول و عدم اتخاذ آنها از مدارك اسلامى بلكه موافقتش با ساير ملل قبل از اسلام كافيست در بطلانش چه آنكه هرچه موافق با جاهليت و هر ملتى از ملل منتحله كه آنها هم در برابر اسلام جاهليت است باشد كه