الشيخ محمد جواد الخراساني
39
تلخيص النحو (فارسى)
فصلٌ : فعل تعجّب ديگر از افعالىكه اختصاص بذكر داده مىشود فعل تعجب است و صيغهء او « افعل » است و بعد از « ما » كه حرف تعجب است واقع مىشود و وجه اختصاصش بذكر غير منصرف بودن اوست زيرا كه بهجز همين يك صيغهء مفرد مذكر غائب از فعل ماضى هيچ تصريف ديگر وىرا نباشد و عمل فعل تعجب نصب است بهاسم مابعد خود بنابر مفعوليت چون « مااحسن زيداً » يعنى تعجب دارم چه چيز نيكو كرده زيد را و فاعلش هم ضمير است كه در وى مستتر است بهطور وجوب كه هيچگاه ظاهر نشود و مرجع ضمير هم ماء تعجب است ، چون اين دانستى پس بدان كه تعجب را يك صيغهء ديگر نيز هست و آن بر هيئت امر است و لكن بايد كه بعد از او حرف با هم بوده باشد چون « احسِن بزيد » و بين ايندو در معنى فرق است و آن اين است كه « ما افعل » معنى مبتدى را مىدهد و « افعلبه » معنى لازم است پس « احسن بزيد » يعنى چقدر نيكو است . فصلٌ : افعال مدح و ذمّ ديگر از افعالىكه اختصاص بذكر داده مىشوند افعال مدح وذم است و آنها « نعم و حبذا » باشد كه دلالت بر مدح كنند و « بئس و ساء » كه دلالت بر ذم كنند و وجه اختصاص اينها نيز عدم تصرف آنها است زيرا كه هيچ تصريفى در اينها نباشد بَلى بر « نعم » و « بئس » و « ساء » تاء تأنيث داخل شود پس گفته شود « نعمت سائت » و عمل اينها چنان باشد كه اگر بعد از آنها معرَّف بهالف و لامى باشد دو اسم را رفع دهند يكى بههمان معرّف كه