الشيخ محمد جواد الخراساني
36
تلخيص النحو (فارسى)
اعراب مبتدا و خبر را نسخ مىنامند و همچنين انواع ديگر از افعال كه شرح داده خواهد شد انشاءاللَّه ، كه بر مبتدا و خبر داخل مىشوند نيز ناسخ گويند . افعال ناقصه افعال ناقصه از اين قرار است : « كان ، صارا ، صبح ، امسى ، ظلّ ، بات ، ليس ، دام » . و چهار ديگر است كه هميشه با حرف نفى استعمال شوند و آن « ذال ، برح ، فتى ، انفكّ » . و هر چهار بهمعنى نيستى باشند و چون نفى بر آنها داخل شود معنى آنها اثبات شود زيرا كه معنى چنين شود نيست كه نباشد يعنى هست و امثله همه از اينقرار است : « كان حسن عالماً » ، يعنى « بود » ؛ « صار حسن عالماً » ، يعنى گرديد ؛ « ظل » نيز بمعنى « صار » است . « أصبح حسنٌ عالماً » . « اضحى » ، « ظهر كرد » ؛ « امسى » ، « شام كرد » ؛ « بات » ، « شب را بهروز آورد » ؛ « ليس حسن عالماً » ، يعنى « نيست حسن عالم » ؛ « دام » ، يعنى « هميشه حسن عالم است » . و امثلهء آن چهار كه با نفى است نيز واضح است و بدان كه در تمام اين افعال گاه شود كه خبر مقدم بر اسم شود چون « كان عالماً حسن » والخ و در همگى نيز بر همه افعال مقدم شود ( مگر در آنها كه حرف نفى باشد ) چون « عالماً كان حسنٌ » و در ليس بقليل و ندرت مقدم شود چون « عالماً ليس زيدٌ » و گفته نمىشود « عالماً مازال حسنٌ » و بدانكه اين افعال گاه شود كه تامّه استعمال شوند يعنى با اسم تنها كه به منزلهء فاعل است اكتفا كنند و احتياج بهخبر نباشد چنانچه گويى كان زيدٌ يعنى بود و ليس زيدٌ يعنى نيست و اصبح يعنى كرد و داخل صبح شد و