الشيخ محمد جواد الخراساني

35

تلخيص النحو (فارسى)

معنى فعلند كه عمل فعلى را مىكنند كه به‌معنى او باشد همچون « بلَه » كه به‌معنى « دَع » است پس عمل دَع مىكند يعنى فاعل دارد و مفعول خواهد پس بايد اسم ما بعد او را به‌نصب خوانى چون « بَلَه زايدً » و چون « رُويد » كه به‌معنى « امهل » است نيز مفعول خواهد پس بايد بگويى « رَويد زيداً » و چون « شتان » كه به‌معنى « بَعد » كه لازم است و فقط فاعل خواهد پس بايد بگويى « شتّان زيدٌ » و همچنين اسم در وقتى عمل جزم كند كه به‌معنى حرف جازم باشد پس اسم را از خود عمل مستقل نباشد لهذا براى او عنوانى بالخصوص منعقد نسازيم . و تفصيل عوامل را در دو بحث خاتمه مىدهيم . افعال غير متصرّف و نواسخ مبحث اوّل در افعال است بدانكه سخن در اين بحث از هر فعلى نمىرود زيرا كه به‌طور كُلى عمل افعال از لازم و متعدى دانسته شد بلكه بحث در اينجا از افعالى مىرود كه غير متصرّفند يعنى تصريفات در آنها نيست يعنى مضارع و امر و ساير تصريفات آنها را نباشد و يا از افعالىكه آنها را عمل خاص است و اقتضائى مخصوص از جمله افعالىكه اختصاص به‌ذكر داده مىشود افعال ناقصه است و عمل اينها مخصوص است به مبتدا و خبر . يعنى اقتضاى اينها اين است كه بر مبتدا و خبر داخل شوند و در مبتدا و خبر عمل كنند و از اين جهت اينها را ناقصه گفته‌اند زيرا كه معنى آنها بدون مبتدا و خبر تمام نشود و عمل اينها رفع به‌مبتدا و نصب به خبر است و مبتدا را اسم اينها نامند و خبر را خبر اينها گويند و اين افعال را نواسخ هم گويند زيرا كه