الشيخ محمد جواد الخراساني
34
تلخيص النحو (فارسى)
باشد يعنى فعل در فعل و در حرف عمل نكند اما حرف پس او را چهار عمل باشد رفع و معمولش خصوص اسم باشد و نصب واو هم در اسم و هم در فعل باشد و جر كه فقط در اسم باشد و جزم كه فقط در فعل باشد و امّا اسم را سه عمل باشد رفع ، نصب جزم . اما جزم و آن در بعضى از اسماء است و معمولش فعل است و امّا عمل رفع و نصب مخصوص آن اسمى است كه معنى فعل در او باشد يعنى از اسماء معانى باشد همچون اسم فاعل و مصدر و عمل آنها مانند عمل فعل خود باشد يعنى اگر مادهء او متعدى باشد عمل رفع و نصب كند والّا فقط عمل رفع ، و اين گونه از عمل نصب شرط او متعدى بودن است چه در اسم و چه در فعل و اين همان نصبى است كه در مفعول باشد در وقتىكه اسم يا فعل را احتياج بهمفعولٌ به باشد و لكن هر يك از افعال و اسماء معانىرا عملهاى نصبى ديگر است كه مختص بهمتعدى نيست و شرطش متعدى بودن نمىباشد چنانچه خواهد آمد انشاءاللَّه . و بدانكه اسم نزد بعضى عمل جر نيز مىكند و اين نزد آن اشخاصى است كه قائلند بهاينكه جر مضافاليه در اضافه بهخود مضاف است پس بنابر اين قول اسم را نيز چهار عمل است چنانچه نزد بعضى عامل جر نفس مبتدا است پس اگر خبر فعل باشد بنابر اين قول در فعل نيز اسم عمل رفع مىكند . فصلٌ : مواضع عملكرد اسم اسم عمل رفع و نصب در وقتى كند كه معنى فعل را داشته باشد همچون اسماء معانى مشتقّه و مصدر كه عمل او مانند عمل فعلى است كه معنى او را دهد و همچون اسماء افعال كه به