الشيخ محمد جواد الخراساني
27
تلخيص النحو (فارسى)
وصله و پيرايه و پينه مانند « الَذى » كه بمعنى آنچنان كسى است و معلوم است كه اگر گويى ديدم كسى و آنچنان كس را هيچ معنى نبخشد تا گويى آنچنان كسى را كه چنان كرد يا چنان وصف داشت و اينها پيرايهء او هستند و آنها را صلهء موصول گويند . پس موصول هرگز بىصله نباشد واسماء موصوله از جمله معارفند يعنى اسمائىكه معرفهاند و تعريف موصولات بهواسطهء صلهء آنها است زيرا كه اگر صلهء آنها نباشد هيچ معنى آنها معين و مشخص نشود . و در اينجا براى اطلاع اجمالى به چهار اسم از اسماء موصول اختصار مىنماييم : يكى « الذى » است براى مذكر چون « جاء الذى اكل تمراً » . و « اللتى » است براى مؤنث چون « جائت اللتى اكلت تمرا » و اين دو را اختصاص بذوى العقول است و هر دو راتثنيه باشد چون « واللذان » « واللتان » در حالت رفع و « اللذين » و « اللتين » در حالت نصب و جر و الذى راجمع مصحّح بياء و نون فقط آيد در هر سه حالت چون « اللذين » و گاه شود كه در حالت رفع بهطور نادر بهواو و نون و در بعضى استعمالات پيدا شود واللتى را جمع « اللات و اللّوات و اللائى و اللوائى » آيد . سوم و چهارم من و ما مىباشد و اين دو را تثنيه و جمع نباشد و اختصاصى بهذوالعقول هم ندارد لكن من را اختصاص بهذوى العقول بيشتر است و از اين جهت من بهمعنى كس است و ما را براى غير ذوى العقول بيشتر استعمال كنند و از اين جهت معنى ما چيز است و مذكر و مؤنث هم در اين دو يكسان است