الشيخ محمد جواد الخراساني
28
تلخيص النحو (فارسى)
لكن من در مذكر بيشتر و ما در مؤنث بيشتر آورده شود مثال : « يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ » « وَلَهُ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ » . سوم از اسماء مبنيّه اسماء اشاره است سوم از اسماء مبنيّه اسماء اشاره است يعنى الفاظىكه بهآنها اشاره كنند يعنى الفاظىكه نيابت مىكنند از اشارات عمليه و بهجاى اشاره با انگشت و دست و يا چشم و امثال اينها استعمال مىشود پس اينها اشارات لفظيّهاند و آنها چند لفظاند يكى از آنها « ذا » است براى مذكر و « تا » براى مؤنث و اين دو را تثنيه باشد چون « ذان » و « تان » در دو حالت رفع و « ذين » و « تين » در حالت نصب و جر و جمع براى اين دو نباشد و ديگر « اولاء » است با مدّ و گاه بى مدّ استعمال شود ولى فصيحش با مدّ است اولاء اشاره است بهجمع مذكر يا غير مذكر عاقل و غير عاقل مانند ذا و تا كه عاقل و غير عاقل را مساوى است ديگر « هُنا » است بىمدّ براى اشاره بهمكان و اسماء اشاره نيز از زمره معارفند و تعريف آنها بهواسطه مشارٌ اليه آنها است چه اگر مشارٌ اليه نباشد معنى ذا و غير او را هيچ تشخص و تعين نباشد و گاه شود كه هر يك از اين اسماء را ها بر اوّل داخل شود چون « هذا و هاتا و هؤلاء و هاهنا » و اين ها را هاء تنبيه نامند يعنى آگاه نمودن و مقصود از آوردن هاء اين است كه مخاطب را در اول بيدار كند يا خبردار سازد تا ملتفت اشاره شود پس چون گويى هذا گويا كه گفته با خبر باش و بعد اشاره كرده و گاه شود كه هر يك را كاف در آخر داخل شود چون : « ذاك ، تاك ، اولئك ، و هناك » ، و كاف و