الشيخ محمد جواد الخراساني

23

تلخيص النحو (فارسى)

محلى اعراب نباشد بلكه صِرف بودن لفظ است در محل اعراب ، و اين بدان كه هر لفظىكه مانع از ظهور اعراب دارد اگر در موضع رفع باشد گويند رفع مقدر است و اگر در موضع نصب باشد گويند نصب مقدّر است و اگر در موضع جر باشد گويند جر مقدّر است و اگر در موضع جزم باشد گويند جزم مقدر است و هكذا نسبت به اعراب محلى هر لفظىكه در موضع رفع است گويند در محل رفع است و اگر در موضع نصب است گويند در محل نصب است و اگر در موضع جر ، گويند در محل جرّ است و اگر در موضع جزم است گويند در محل جزم است . فصلٌ : اعراب تقديرى اعراب تقديرى در چند موضع است : يكى الف مقصوره است كه در اسم است خواه مذكر باشد خواه مؤنث چنانچه دانستى و در وى هر سه اعراب مقدر شود . دوم الف اعلال است يعنى منقلبه از واو و يا اگر در اسم باشد چون « الرضا » كه مصدر رضى است و « المصطفى » كه اسم مفعول اصطفى است و در وى نيز سه اعراب مقدر شود و اگر فعل باشد چون « يُدعى » كه مجهول يدعُو است در او رفع و نصب مقدر شود امّا در جزم الف ساقط شود چنانچه در صرف دانستى . سوم ناقص است و آن در اسم چون « قاضى » و « القاضى » در حالت رفع و جرّ تقدير شود . وامّا در حالت نصب ظاهر شود چنانچه در صرف معلوم شد و اگر فعل باشد چون « يرى » و « يدعو » فقط در حالت رفع مقدر است و امّا نصب ظاهر شود و در