الشيخ محمد جواد الخراساني

10

تلخيص النحو (فارسى)

مابعد او منصوب باشد و بعضى اقتضاء جرّ مىكند كه بايد كلمهء بعد او بجرّ خوانده شود . پس بايد در اين علم ، از شرح اينها سخن رود يعنى در اين علم بايد معلوم كنيم كه كدام عامل اقتضاء رفع دارد تا چون او را بينيم مابعد او را به‌رفع خوانيم و كدام اقتضاء نصب دارد تا بعد او را به‌نصب و كدام اقتضاء جرّ دارد تا بعد او را به‌جر خوانيم و نيز بايد معلوم كنيم كه چه كلمه عامل است يعنى اقتضاء عمل دارد و چه كلمه عامل نيست يعنى اقتضاء ندارد و نيز معلوم كنيم كه هر گاه كلمه با كلمهء ديگر جمع شود كدام عامل است و كدام معمول و همچنين از معمولات چه معموليست كه بايد مرفوع باشد و چه معمولى است كه بايد منصوب و چه باشد كه مجرور باشد . پس چون هر يك مذكورات از لوازم اعراب و مربوط است به‌اعراب ، بايد كه در اين علم از آنها سخن گوييم . اجمالٌ : توضيح راجع به معناى كلمه كلمه لفظى است كه او را در لغت معنى باشد . تفصيلٌ : هر لفظى كه از دهن بيرون آيد خواه بر يك حرف باشد چون همزهء استفهام ؛ و خواه بر دو حرف چون مِن و خواه بر سه حرف و بيشتر چون اوزان اسماء و افعال ؛ او را كلمه نامند به شرط آنكه او را در لغت ، معنى باشد . پس هر چه او را معنى هيچ نباشد او را لفظِ مهمل گويند يعنى بىمعنى و اهمال شده ، خواه مغلوب و وارونه شده لفظى باشد چون نسَحْ وارونه حسن است ، يا نباشد مانند دوم از اين مذكورات : آب ماب ؛ گوشت موشت و