الشيخ محمد جواد الخراساني
91
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
خلقت آدم او به نام قائم معروف بود و قيام كلّى تنها به نام او و فرج كلّى تنها بر دست او است ، نه از او تغيير و تبديل به ديگرى پيدا مىكند و نه اصل قيامش قابل بدا و محو است . مراد از صدر حديث اول فرج جزئى است كه از وى تعبير به رخاء شده پس مقصود حضرت از « اين امر » كه « در هفتاد قرار داد » همان رخا است ، كه خداوند اراده كرد كه قدرى وسعت و گشايش براى شيعيان قرار دهد يا سلطنت ظاهرى در سيد الشهداء عليه السّلام قرار دهد ، اما كشته شدن او و كوتاهى از نصر او سبب شد كه به تأخير افتاد تا صد و چهل كه عصر حضرت صادق عليه السّلام است . و در حديث ديگر حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « خداوند اين امر را در من قرار داد پس به شما حديث كرديم و شما فاش كرديد » . پس مقصود فرج جزئى است و الّا معقول نيست كه قيام كلّى و فرج كلّى را خداوند در غير مهدى عليه السّلام قرار داده باشد ، چگونه مىشود كه مراد قيام كلّى باشد با اينكه بيش از هزار روايت حضرت مهدى عليه السّلام را به شخصه و به خصوصيات براى اين امر معرفى كردى ؟ ! و در فرجهاى جزئى بسيار علائم گفته شده و بسيار اخبار به آنها شده ، مانند اين كه فرج شما در هلاكت بنى العباس است مثلا ، نه مقصود آن فرج كلّى معهود است تا گفته شود : پس چرا نشد ؟ بلكه مقصود نوعى از گشايش و فرج جزئى بوده و آن هم شد . و اما حديث دوم : جواب اين است كه وقت و اجل دو نوع است : يكى محتوم و ديگرى غير محتوم ، آنكه غير محتوم است قابل تغيير و تبديل است و از اين قبيل است فرجهاى جزيى كه به آنها اخبار مىشود ، مانند هفتاد سال و صد و چهل سال كه در حديث فوق از امير المؤمنين عليه السّلام است و آنكه محتوم است قابل تغيير و تبديل و ميقات موسى عليه السّلام دو وقت داشته يكى غير محتوم و آن سى روز است و ديگرى محتوم و آن چهل روز است . خداوند وقت غير محتوم را به موسى فرموده و موسى از وقت ديگر با اطلاع نبود ، پس همان سى روز را بر سبيل جزم به قوم خود اخبار كرد و بعدا كه تخلف كرد مورد ملامت قرار گرفت .