الشيخ محمد جواد الخراساني

76

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

أشاط و من أشاط فقد اشرك » . « 1 » هركس بحث كند به طلب افتد و هركس طلب كند به ذلت افتد و هركس به ذلت افتد به غضب دچار شود يا به مهلكه افتد و هركس غضب كند پس شرك آورده . چون اين جواب آمد قلب او ساكن شد و دست از طلب كشيد و به وطن خود باز گشت . جواب از اشكال پنجم گفتيد : چرا در همان وقتى كه بناى قيام است متولد نشود ؟ وجود پيش با اين همه مدت بدون فائده چه اثرى دارد ؟ جواب : اين اشكال نيز از جواب اشكال چهارم ظاهر شد ، زيرا كه اين اشكال مبنى بر عدم فائده است و در آن‌جا ظاهر شد كه وجود او بىفائده نيست ، به‌علاوه در ايمان به او و رعايت حق او ولو غيابا امتحان بزرگى است كه منظور و مطلوب حق است ، چنان‌كه ايمان به پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلم پيش از وجودش ، امتحانى بود و منظور حق بود و بسيار فرق دارد در تأثير نمودن در عمل و ثبات و استقامت بين اين‌كه ولىّ موجود نباشد يا موجود باشد و غائب باشد ، به‌خصوص اين‌كه او را ناظر بر خود و آگاه از عمل خود بداند . جواب اشكال ششم گفتيد : چرا غيبت اين همه طولانى باشد ، اگر ظهورى در كار است پس تا كى انتظار است ؟ جواب : هم‌چنان‌كه وجودش را علت و حكمتى است و غيبتش را علت و حكمتى است ، هم‌چنين طول مدت را نيز علت و حكمتى است و بالاخره هر چيزى را مدتى است : « لكلّ أجل كتاب » بايد مدّتش را طى كند . چند علت براى طول غيبت از اخبار استفاده مىشود : علت اول : اين‌كه خداوند به مقتضاى عدل و فضل و امتحان ، دو دولت قرار داده :

--> ( 1 ) - غيبت طوسى 323 ح 271 ؛ و در كمال الدين 2 / 509 ح 39 ؛ بحار 51 / 340 ح 67 و 53 / 196 ح 22 با كمى تغيير .