الشيخ محمد جواد الخراساني

75

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

چه بسيار از علماى بزرگ اهل زهد و ورع به اين فيض نائل نشدند . شيخ مفيد و شيخ صدوق با اين‌كه در زمان غيبت صغرى بودند كه امر تاحدى سهل‌تر بود ، به زيارت نائل نشدند . اصحاب آن حضرت ، سيصد و سيزده تن كه شبهه در خلوص و ايمان به عمل ايشان نمىرود ، تا آن ساعت كه در مكه جمع مىشوند امام را نديده و به خدمتش نرسيده ، پس چنين نيست كه هركس مرد خدا باشد بايد به خدمتش برسد ، پس غيبت يعنى چه ؟ و هم‌چنين ملازمه نيست كه هركس به خدمت آن حضرت برسد افضل و برتر از همه باشد حتى از مجتهد مسلم . على بن ابراهيم مهزيار يا اشخاصى كه نظير او هستند بهتر و برتر از مانند شيخ صدوق و شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى و شيخ كلينى نيستند كه اين توفيق شامل ايشان نشد و گرنه از خود به يادگار مىگذاشتند ، همچنان‌كه نام ديگران را ثبت و ضبط كردند ، تشرف خود را نيز ياد مىكردند . بلكه اين جديّت‌ها بيشتر از جهّال است . علماء از مقام علمى كه دارند نظر به توقيع شريف كه از آن حضرت بر دست حسين بن روح صادر شده از جديت و طلب خوددارى مىكنند و به وظائف علميه خود مىكوشند و امر را به نظر مبارك خود آن حضرت و مصلحت ديد او موكول مىكنند كه اگر صلاح باشد از ديدارش دريغ نمىفرمايد و گرنه جديّت كردن چه سود با اين‌كه از آن توقيع كراهت آن حضرت را از طلب و جديت استظهار مىكنند . توقيع اين است احمد بن حسن بن ابى صالح خجندى مدتى در جستجو و طلب برآمد و در شهرها گردش مىكرد و جديّت و اصرار داشت كه به ملاقات آن حضرت مشرف شود ، عاقبت نامه‌اى نوشت به آن حضرت به وسيله شيخ ابو القاسم حسين بن روح ، مضمون نامه اين كه : دل من شيفتهء جمال تو گشته و همواره در فحص و طلب مىكوشم ، تمنّا دارم جوابى مرحمت فرمائيد كه قلب من ساكن شود و دستورى دراين‌باره فرمائيد . در جواب چنين توقيع فرمود : « من بحث فقد طلب و من طلب فقد ذلّ و من ذلّ فقد