الشيخ محمد جواد الخراساني

52

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

« چنين نبوده كه خداوند مؤمنين را به حال خود و بر همان حالى كه هستند بگذارد ، تا اين‌كه ناپاك را از پاك جدا كند » . البته معلوم است كه جدا شدن و پاك‌گشتن بىسبب ظاهرى نشود ، پس بايد يك سببى در كار باشد كه فتنه براى مردم شود تا به سبب او مردم پاك شوند و از هم جدا گردند . يكى از اسباب آن ، غيبت ولىّ است ، چنان‌كه حضورش با مقهوريت و مغلوبيت نيز سبب ديگر است ، مانند حضور ائمه پيش ، حديث بالا از موسى بن جعفر عليه السّلام اشاره به تمحيص و تمييز داشت و در فصل ابتلائات شيعه احاديث زيادى ذكر خواهد شد . ان شاء اللّه . علت سوم : اين‌كه براى احدى در گردن او بيعتى نباشد مقصود بيعت ظاهرى است و الّا بيعت واقعى براى امام است بر گردن همه و هيچ كس را بيعتى بر امام نيست و قاعده در بيعت اين است كه بر شخص حاضر مجرى و نافذ است نه بر شخص غائب و لهذا به هر خليفه و سلطانى كه بيعت شد بعد از تماميت بيعت در مركز خلافت و سلطنت بايد بيعت او را به ولايات ديگر بفرستند ، تا آن‌كه يا به طيب نفس و رضايت و يا به الزام و كراهت بيعت كنند و هم‌چنين هركس غائب يا در خارج مملكت باشد بيعت در حق او نافذ نيست مگر اين‌كه قانون جبرى ديگر در كار باشد . مثل اين‌كه بيعت اكثر يا عدهء خاصى از رجال كشور در حق همه بالقهر و الجبر نافذ باشد . پس از اين جهت خداوند ، او را غائب فرموده بلكه ولادت او را نيز مخفى فرموده تا او را به بيعت نكشند و مانند جدّش امير المؤمنين عليه السّلام و عمويش امام حسن عليه السّلام و سائر اجدادش عليهم السّلام ، الزام به بيعت نكنند . زيراكه اگر ظاهر باشد يا از او ساكت خواهند بود و او هم ساكت ، پس سكوتش بيعت است و يا بيعت بر وى عرضه خواهند داشت ، پس يا ملزم به قبول خواهد شد و يا