الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

50

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

بر فرض استوارىِ برخى از اين گونه تفاسير ، چه دليلى وجود دارد كه در همهء موارد مراد باشند ؟ بدين گونه كه بخشى از آنها با بخشى ديگر تركيب شده ، به طبيعت‌هاى چهار گانه نسبت داده شوند ؛ فاعل در وجود دانسته شوند و مجمل هر مفصل و عنصر هر موجود شمرده شوند ؟ آنها اين تفاسير را به گونه‌اى ، مرتب ساخته‌اند و جملگى ، ادعاهايى است كه تنها ، مستند بر كشف و اطلاع مىباشد . ادعاى كشف به هيچ روى ، در شريعت دليل به شمار نمىرود ؛ چنان كه در غير شريعت ، دليل نيست . . . نمونهء ديگر ، مطالبى است كه از سهل بن عبداللَّه « 1 » در فهم باطن قرآن نقل شده است . تسترى در آيهء « فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً » « 2 » مىگويد : « أنداد به معناى اضداد مىباشد و بزرگترين اضداد ، نفس فرمان دهندهء به بدى است كه به خواسته‌ها و آرزوهاى نفس ، بدون هدايت الهى ، مىكشاند . » « 3 » شاطبى مىگويد : « اين سخن اشاره به اين دارد كه نفس امّاره ، داخل در عموم انداد است ؛ به گونه‌اى كه اگر شرح داده شود ، بدين صورت معنا خواهد شد : پس براى خدا اندادى [ شريكانى كه ضد او هستند ] قرار ندهيد ؛ نه بُتى ، نه شيطانى ، نه نفس امّاره‌اى و نه مانند آن . [ اين گونه برداشت ] در ظاهر ، سخت نامفهوم است ؛ چرا كه سياق آيه و نتيجهء قرائن موجود در آن دلالت مىكند كه انداد ، همان بُت‌ها و ديگر چيزهايى هستند كه مشركان مىپرستيدند ؛ آنان هيچ گاه نفس خود را نمىپرستيدند و آن را ربّ قرار نمىدادند . ليك اين سخن ، وجه صحيحى نيز مىتواند داشته باشد و آن ، اين كه وى نگفته

--> ( 1 ) . سهل بن عبداللَّه تسترى ( متوفاى 283 ) . او نخستين كسى است كه تفسيرى به روش صوفى باطنى نوشت وگروهى پس از آن ، از او پيروى كردند . ابوبكر ، محمد بن احمد بلدى گرد آورى آراى تفسيرى او را بر عهده گرفت ، ولى كار او جامع نبود ؛ زيرا آن‌چه در ضمن كتاب‌ها [ ى ديگر ] موجود است ، بيش از آن مىباشد . ( 2 ) . بقره ( 2 ) 22 : « براى خدا شريك‌هايى قرار ندهيد . » ( 3 ) . تفسير تسترى ، ص 27 .