الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

493

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

[ 1 / 345 ] ابن ابى حاتم با اسناد به جويبر از ضحاك دربارهء « بسم اللَّه » روايت كرده است : « باء برگرفته از بهاء خدا ، سين از سناى خدا ، ميم از ملك خداست و اللَّه ؛ يعنى اى إله خلق . » « 1 » [ 1 / 346 ] طبرى با سند خود به اسماعيل بن عياش از اسماعيل بن يحيى و او ، يك بار ، از ابن ابى مليكه از كسى كه به او حديث كرده بود از ابن مسعود ؛ و بار ديگر از مِسعَر بن كرام از عطيه عوفى از ابو سعيد خدرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است : « عيسى بن مريم را مادرش به نويسندگان سپرد تا نزد معلم ، بياموزد . معلم به او گفت : بنويس : " بسم اللَّه " . عيسى پرسيد : " بسم " چيست ؟ معلم گفت : نمىدانم . عيسى به او گفت : باء بهاء خدا ، سين سناى خدا و ميم مملكت اوست . » طبرى گويد : « بيم دارم اشتباهى از راوى رخ داده باشد و مقصود او " ب ، س ، م " بوده است ؛ به شيوهء مراحل آغازين آموزش نوشتن كودكان ؛ يعنى حروف ابى جاد . « 2 » راوى به اشتباه ، اين حروف را به هم وصل كرده و گفته است : بسم ؛ زيرا اگر « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » - آن سان كه قارى كتاب خدا مىخواند - تلاوت شود ، تأويل ياد شده معنايى ندارد ؛ چرا كه براساس فهم عرب‌ها و اهل زبان ، چنين برداشت معنايى محال است . » « 3 » [ 1 / 347 ] حديث ياد شده را ابن عدى با اين عبارت الحاقى ، نقل كرده است : « اللَّه : إله خدايان ؛ رحمان : رحمان آخرت و دنيا ؛ رحيم : رحيم آخرت . " ابو جاد " - كه همان حروف ابجد است - الف : اللَّه ؛ باء : بهاء خدا ؛ جيم : جلال خدا ؛ دال : خداى دائمى . هوّز : هاء هاويه ( دوزخ ) ؛ واو : ويل براى اهل آتش كه وادىاى در جهنم است ؛ زاء : زىّ اهل دنيا .

--> ( 1 ) . ابن ابى حاتم ، ج 1 ، ص 25 . ( 2 ) . يعنى حروف ابجد : ابجد ، هوّز ، حطّى ، كلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخّذ ، ضظغ . ( 3 ) . طبرى ، ج 1 ، ص 81 و 82 .