الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

454

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

است ؟ » حضرت گفت : « آرى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن را مىخواند و از فاتحة الكتاب بر مىشمردش و مىفرمود : " فاتحة الكتاب همان سبع مثانى است . " » « 1 » [ 1 / 260 ] هم‌چنين وى با سند خود از محمد بن قاسم مفسر ، معروف به ابو الحسن جرجانى روايت كرده است كه وى گفت : يوسف بن محمد بن زياد و على بن محمد بن يسار از پدرانشان از حسن بن على ، از پدرش ، على بن محمد از پدرش ، محمد بن على از پدرش ، على بن موسى الرضا از پدرش از پدرانش از اميرمؤمنان عليهم السلام روايت كردند كه حضرت فرمود : « « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » آيه‌اى از فاتحة الكتاب مىباشد و اين سوره هفت آيه دارد كه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » كامل كنندهء آن است . از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مىگفت : خداى تعالى به من فرمود : اى محمد ، « وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » « 2 » ، پس فاتحة الكتاب را به طور ويژه ، بر من منت نهاد و آن را در برابر قرآن عظيم قرار داد . همانا فاتحة الكتاب شريف‌ترين اندوختهء گنج‌هاى عرش است و خداوند محمد را بدان ويژه ساخت و شرافت داد و در آن ، هيچ يك از پيامبرانش را با او شريك نكرد ، جز سليمان كه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » را به او داد . آيا نمىبينى كه از بلقيس اين سخنان را حكايت مىكند : « إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ . إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » « 3 » " . » « 4 » [ 1 / 261 ] شيخ با سند خود از محمد بن على بن محبوب از عباس از محمد بن ابى عمير از ابو ايوب از محمد بن مسلم چنين روايت كرده است : « از امام صادق عليه السلام دربارهء سبع مثانى و قرآن عظيم پرسيدم كه آيا همان فاتحة الكتاب است ؟ فرمود : " آرى . " گفتم : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » جزو سبع [ مثانى ] است ؟ فرمود : " آرى ، اين

--> ( 1 ) . امالى ، ص 240 ؛ العيون ، ج 1 ، ص 269 و 270 ؛ صافى ، ج 1 ، ص 122 . ( 2 ) . حجر ( 15 ) 87 : « همانا به تو سبع مثانى و قرآن عظيم را عطا كرديم . » ( 3 ) . نمل ( 27 ) 29 و 30 : « نامه‌اى ارجمند براى من آمده است . اين نامه از طرف سليمان مىباشد و مضمونش چنين است : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » . » ( 4 ) . امالى ، ص 240 و 241 . حديث در شمارهء 1 / 1 گذشت .