الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

357

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

كه امام اميرمؤمنان عليه السلام فرمود . « 1 » گاه ، يك آيه به سبب هاله‌هاى ابهام پيرامونىاش ، به خودى خود ، سخن نمىگويد كه در اين صورت ، بايد به سخن درآورده شود . به سخن درآوردن آيات قرآن نيز با تدبر و ژرف‌انديشى در زواياى آن و آگاهى از ديگر آيات مشابه و هم‌هدف و هم‌جهت ، دست يافتنى است . اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : « آن ، قرآن است ، پس آن را به سخن درآوريد ؛ در حالى كه هرگز سخن نمىگويد . » « 2 » اين شيوه در آيه‌اى به كار مىرود كه دچار اجمال و ابهام باشد و [ رفع اجمال و ابهام آن ] نيازمند بيان و تفصيل از خارج چارچوب آن باشد ؛ بيان و تفصيل از آيه‌اى ديگر كه دلالتى آشكار دارد ؛ يا از حديثى صريح كه با سندى صحيح به پيشينيان صالح و آشنا با آموزه‌هاى قرآن كريم مىرسد ؛ يا از شاهد نزولى استوار و صحيح ؛ يا ديگر امورى كه در فهم معانى قرآن ، دخالتى مستقيم دارند ؛ يعنى اصول و قواعدى كه به نام مبانى و اصول تفسير درونى شناخته مىشود . « 3 » دوم : عرضهء روايات مأثور پيشينيان و در درجهء نخست ، روايات مأثور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ؛ چرا كه خداى تعالى تبيين قرآن و تفهميم آن براى مردم و بيان مبهمات و تفصيل مجملات آن را بر دوش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نهاده است . آن حضرت نيز تكليف الهى را انجام داد و اوامر او را به كمال ، امتثال كرد . خداى تعالى فرمود : « وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » « 4 » ؛ « قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آن‌چه را برايشان نازل شده است ، تبيين كنى ؛ باشد كه بينديشند . » به طور حتم ، حضرت اين فرمان قاطع را اطاعت كرد و از معانى قرآن ، پرده برداشت و مشكلات آن را به صورتى فراگير ، حل كرد و غبار ابهام را به طور كامل ، از

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 17 ، خطبهء 133 . ( 2 ) . همان ، ص 53 ، خطبهء 158 . ( 3 ) . اين اصول و قواعد در بحث اصول تفسير ، در جلد نهم كتاب التهميد فى علوم القرآن ذكر شده است . ( 4 ) . نحل ( 16 ) 44 .