الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
348
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
روزهء سكوت ، فرمان داده مىشوى ، از سخن گفتن جز به ذكر خدا خوددار . آن گاه است كه لحظهء تحقق وعدهء مژدهء داده شده ، فرا مىرسد . استاد عبده در تفسير سورهء فلق ، با همين روش و با شهامت و بصيرت سخن مىگويد ؛ آن جا كه انبوهى از روايات سحر شدن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به دست لبيد بن اعصم يهودى گزارش شده است . گفته شده است كه وى خدمت كار حضرت بود و بر اثر سحراو ، پيامبر تصور مىكرد كارى را انجام داده است ؛ در حالى كه آن را انجام نداده بود . قصه آن گونه كه در صحيحين آمده « 1 » ، چنين است : [ م / 57 ] عايشه گويد : « نوجوانى يهودى ، به نام لبيد بن اعصم - كه خدمت كار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود - حضرت را سحر كرد » « 2 » ؛ به گونهاى كه حضرت خيال مىكرد كه كارى را انجام مىدهد ؛ در حالى كه آن را انجام نمىداد . [ م / 58 ] در عبارتى ديگر چنين آمده است : « پيامبر سحر شد ؛ آن سان كه گمان مىكرد نزد زنان مىرود ؛ در حالى كه نزد آنان نمىرفت . » [ م / 59 ] در روايت امام احمد آمده است كه عايشه گفت : « پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مدت شش ماه تصور مىكرد كه كارى انجام مىدهد ، ولى انجام نمىداد . » « 3 » سفيان گويد : « اين ، قوىترين نوع سحر است . » « 4 » عايشه گويد : حضرت به گونهاى سحر شده بود كه روزى يا شبى ، دعا كرد و دعا كرد و دعا كرد [ كه خدا گرفتارى او را بر طرف سازد ] ، پس سحر خارج گرديد و حضرت بهبود يافت . در پى آن ، خداوند معوّذتين را با يازده آيه ، به تعداد گرهها ، نازل كرد و حضرت شفا يافت . « 5 » استاد عبده گويد : « ذيل اين سوره ، رواياتى نقل شده است كه لبيد بن اعصم
--> ( 1 ) . بنگريد به : بخارى ، ج 4 ، ص 91 و ج 7 ، ص 28 ؛ مسلم ، ج 7 ، ص 14 . ( 2 ) . بيهقى اين خبر را در الدلائل ( ج 7 ، ص 92 - 94 ) نقل كرده است ؛ الدرّ ، ج 8 ، ص 687 . ( 3 ) . مسند احمد ، ج 6 ، ص 63 و 57 و 96 . ( 4 ) . بخارى ، ج 7 ، ص 29 . ( 5 ) . التسهيل لعلوم التنزيل ، ج 4 ، ص 225 . نيز بنگريد به : ابن كثير ، ج 4 ، ص 614 .