الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
349
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را سحر كرد و سحر وى بر حضرت تأثير گذاشت ؛ به گونهاى كه تصور مىكرد كارى انجام مىدهد ؛ در حالى كه آن را انجام نمىداد يا گمان مىكرد نزد چيزى مىرود ؛ در حالى كه چنين نبود . نيز روايت كردهاند كه خداوند حضرت را از آن آگاه ساخت و مواد سحر از چاه بيرون آورده شد و حضرت از گرفتارى آن بهبودى يافت و سوره نازل شد . بديهى است كه اين حد از تأثير سحر در جان حضرت - كه گمان كند كارى را انجام مىدهد ؛ در حالى كه آن را انجام نمىداد - از قبيل تأثير بيمارىها بر بدن نيست . . . بلكه بر عقل تأثير مىگذارد و روح را فرا مىگيرد . چنين تأثيرى سخن مشركان را دربارهء حضرت تصديق مىكند كه مىگفتند : « إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً ؛ » « 1 » ( جز مردى سحر شده را پيروى نمىكنيد . ) تنها منظور آنان از سحر شده ( مسحور ) كسى است كه پريشان عقل شده و خيال مىكند كه چيزى روى مىدهد ؛ در حالى كه اين گونه نيست . چنين شخصى تصور مىكند كه به او وحى مىشود ؛ حالى آن كه به او وحى نمىگردد . بسيارى از دنبالهروها - كه نه مفهوم نبوت را مىدانند و نه لوازم آن را درك مىكنند - مىگويند : خبر تأثير سحر در جان شريف حضرت ، صحيح و اعتقاد به آن لازم است و تصديق نكردن آن از بدعتهاى بدعتگذاران مىباشد ؛ زيرا نوعى انكار سحر است ؛ در حالى كه قرآن ، صحت سحر را تأييد كرده است . « 2 » بنگر كه چگونه دين صحيح و حق صريح ، در نظر دنبالهروها ، تبديل به بدعت مىشود ؛ پناه مىبريم به خدا . آنها براى ثبوت سحر ، به قرآن استدلال مىكنند ، ولى
--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) 47 . ( 2 ) . اين سخنى باطل است ؛ زيرا سحر حقيقتى ندارد و قرآن بدان اعتراف نكرده است . در اين باره به تفصيل ، در التمهيد فى علوم القرآن ( ج 7 ، ص 223 - 250 ) سخن گفتهايم . بارى ، آلوسى گفته است : اهل سنت سحر را ثابت شده و داراى حقيقت مىدانند ؛ زيرا قرآن و سنت بر آن دلالت دارد . بنگريد به : روح المعانى ، ج 30 ، ص 283 .