الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
336
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
مخالف اين ظاهر را مخالف كتاب دانست . اين سبكى قاعدهمند و دقيق است كه گاه ، بر بىبهرگان كه از ذوق فقهى پوشيده مىماند . شيخ در ترجيح روايات گوناگون ، سبكهايى دارد كه گسترهء اطلاعات او را در روش اجتهاد و استبناط مىنماياند ؛ سبكهايى كه بايد الگو قرار گيرد ؛ آن سان كه نزد فقهاى بزرگ متقدم و متأخر ما اسوه بوده است . او صرف اعتبار سند يا وثاقت راوى را معيار پذيرش روايت نمىداند . امام احمد بن حنبل نيز عرضه بر سخنان قطعى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ملاك تشخيص صحيح از سقيم مىداند . [ م / 41 ] محمد بن منصور گويد كه نزد احمد بن حنبل بوديم . مردى به او گفت : « اى ابا عبد اللَّه ، چه مىگويى دربارهء اين حديث على عليه السلام : " من تقسيم كنندهء آتش هستم " ؟ » احمد گفت : « چگونه انكار مىكنيد كه او كيست ؟ آيا براى ما روايت نشده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام فرمود : " تو را جز مؤمن ، دوست نمىدارد و جز منافق ، دشمنى نمىكند " ؟ » گفتيم : « آرى . » وى پرسيد : « مؤمن كجاست ؟ » گفتيم : « در بهشت . » پرسيد : « و منافق كجاست ؟ » گفتيم : « در آتش . » احمد گفت : « پس على تقسيم كنندهء آتش است . » « 1 » نمونههايى از نقد محتوايى حديث نقد متن حديث ( نقدى ذاتى و درون محتواى آن ) از آغاز و همواره ، روشى شناخته شده است . در اين جا ، نخست به نمونههايى از نقد روايت به سبب مخالفت با قرآن اشاره مىشود . [ م / 42 ] بخارى در صحيح خود ، با اسناد به مسروق بن اجدع روايت كرده است كه وى گفت : « از عايشه پرسيدم : اى مادر ما ، آيا محمد صلى الله عليه و آله و سلم پروردگارش را ديد ؟ » عايشه گفت : « موهاى بدنم از اين سخن تو راست شد . بدان كه سه مطلب
--> ( 1 ) . طبقات الحنابله ، ج 1 ص 320 . ( الامام الصادق و المذاهب الاربعه ، ج 4 ، ص 503 ) .