الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
271
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
[ 4 . ] زمخشرى در تأويل اين حروف ، سه وجه را مطرح كرده است . نخستين وجه - كه آن را باور بيشتر علما پنداشته است - آن كه حروف مقطعه اسامى سورهها هستند . « 1 » امام فخر رازى مىگويد : « ديدگاه برگزيدهء بيشتر محققان ، از بين اقوالى كه ياد كرده « 2 » ، اين است كه حروف مقطعه اسامى سورهها مىباشند ؛ بدين اعتبار كه اسمهاى القاب مىباشند . » « 3 » ليك بر اين دو نفر اشكال مىشود كه چگونه فقط 29 سوره اين نام گذارى را دارند و ديگر سورهها از اين نام گذارى نادر جا افتادهاند ؟ از آن گذشته ، چه مناسبتى دارد كه شش سوره ( بقره ، آل عمران ، عنكبوت ، روم ، لقمان ، سجده ) به « الم » و هفت سوره ( غافر ، فصّلت ، شورى ، زخرف ، دخان ، جاثيه ، احقاف ؛ كه به حواميم معروفاند ) به « حم » و پنج سوره ( يونس ، هود ، يوسف ، ابراهيم ، حجر ) به « الر » و دو سوره ( شعراء و قصص ) به « طسم » نام گذارى شوند ؟ اين روش ، گونهاى اشتراك در نامگذارى بدون توجيه است . افزون بر آن ، نام گذارى سورهها توقيفى است و نصى از مصدر وحى در اين باره نرسيده است . زمخشرى ، خود ، پاسخ دقيقى به اين نظريه دارد كه هنگام بيان ارائه وجه بعدى مىآيد . وجه دوم - كه زمخشرى ياد كرده - آن كه آوردن اين چنينىِ حروف مقطعه ، شيوهاى بليغ براى مقابله و رويارويى و گونهاى برانگيختن و متنبه ساختنِ مخاطبان تحدى قرآن و همآوردى نظم شگفت آن است . اين حروف نظر آنان را متوجه اين نكته مىسازد كه آيات تلاوت شده بر آنها - كه همگى از آوردن مثل آن ناتوان هستند - سخنى منظوم از همان حروفى است كه ساختار سخن آنان را شكل مىدهد . اين روش ، آنها را به يقين رساند كه توانشان در برابر قرآن فرو افتاده است و
--> ( 1 ) . كشّاف ، ج 1 ، ص 21 . ( 2 ) . وى 21 نظريه را بر شمرده است . بنگريد به : التفسير الكبير ، ج 1 ، ص 5 - 8 . ( 3 ) . همان ، ص 8 .