الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
272
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
عجز آنان از همآوردى قرآن پس از مراجعات پى در پى ، آشكار گشت ؛ در حالى كه اميران سخن و زعماى كلام بودند ؛ همانها كه در فخر فروشى نسبت به سخنورىهاى فى البداهه بسيار حرص مىورزيدند و سخت ، شيفتهء تنوع سرايى در قصيدهها و اشعار بودند . نيز آنان يقين مىيافتند كه آيات قرآن به درجهاى از فصاحت و نظم دقيق رسيده است كه بر بلاغت هر گوينده غالب مىگردد و او را [ از همآوردى ] ناتوان مىسازد ؛ آياتى كه از حد توان افراد فصيح ، فراتر رفته و وراى چشماندازهاى ديدگان دانايان قرار گرفته است . اينها ، تنها از آن روست كه قرآن سخن بشر نيست ، بلكه سخن آفريندهء توانها و قدرتهاست . زمخشرى در ادامه ، به ترجيح اين ديدگاه بر نظريهء نخست پرداخته ، مىگويد : « اين ديدگاه ، قوى و شايستهء پذيرش است . طرفدار اين نظريه ، در برابر ديدگاه نخست ، مىتواند بگويد كه همانا قرآن به زبان عربها نازل گرديده و ساختار آن در چارچوب سبكها و قوانين آنان است . از طرفى عربها براى نامگذارىها ، از واژگان مركب از دو اسم « 1 » فراتر نرفتهاند و هيچ يك از آنان با عبارت مركب از سه ، چهار يا پنج اسم ، نامگذارى نكردهاند . اين نظريه - كه حروف مقطعه اسامى حقيقى سورهها باشند - خارج از چارچوب ادبيات عرب مىباشد و به يكى شدنِ اسم و مسمّى مىانجامد . » زمخشرى سپس اعتراضها و پاسخهايى را در پى مىآورد كه نكات تازهاى را در بر دارد . « 2 » آفرين بر او كه اين چنين ، اعجاز قرآن كريم را به نيكى توصيف مىكند . اين توصيف او - چنان كه امام احمد بن منير اسكندرى در حاشيهء كتاب گفته - نهايت اين فن و اوج فضيلت و مهارت [ در سخنورى ] است . « 3 » وجه سوم ، حروف مقطعه در آغاز سوره آمده است تا نخستين عبارتى كه به
--> ( 1 ) . [ مانند بعلبك ] . ( 2 ) . كشّاف ، ج 1 ، ص 27 و 28 . ( 3 ) . همان ، ص 27 ، پاورقى 3 .