الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
256
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
افزون بر آن ، اين قصهء خيالى در مدينه روى داده ؛ در حالى كه سورهء ضحى ، بىهيچ اختلاف ، مكى است . [ م / 187 ] بخارى از عمر بن خطاب روايت كرده است كه پس از وفات عبداللَّه بن ابى سلول ، پسرش نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت و از حضرت خواست پيراهنش را به او بدهد تا پدرش را در آن كفن كند كه حضرت آن را به وى داد . وى سپس از حضرت خواست كه بر پدرش نماز گزارد ، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخاست تا بر او نماز بخواند . عمر گويد : « من لباس پيامبر را گرفتم و گفتم : بر او نماز مىخوانى ؛ در حالى كه پروردگارت تو را از نماز خواندن بر وى نهى كرده است ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : " همانا خداوند مرا مخير كرده و فرمود : « اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ » « 1 » . من نيز بيش از هفتاد بار ، طلب آمرزش خواهم كرد . " » عمر گفت : « او منافق است . » با وجود اين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر او نماز گزارد و در پى آن ، خداوند اين آيه را نازل كرد : « وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ » « 2 » ؛ « هرگز بر هيچ مُردهء آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نايست . » عمر گويد : « پس از آن ، از گستاخىام بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در شگفت شدم . » « 3 » « وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ » « 4 » ؛ « قطعًا شيطان گمان خود را در مورد ايشان ، محقق يافت ؛ پس او را پيروى كردند . » چگونه با اين تعليلهاى واهى - كه متناسب با عقلانيت سبك راوى است و تناسبى با مقام فرازمند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ندارد - چنين مىپندارند كه پيامبر اسلام ، حرمتهاى الهى را سبك مىشمارد ! ناقدان و كارشناسان زبده ، امثال اين حديث را به سبب منكر بودن ، ردّ مىكنند
--> ( 1 ) . توبه ( 9 ) 80 : « چه براى آنان آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى [ يكسان است . ] اگر هفتاد بار برايشان آمرزش طلب كنى ، هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزيد . » ( 2 ) . توبه ( 9 ) 84 . ( 3 ) . بخارى ، ج 5 ، ص 206 و 207 ؛ لباب النقول ، ص 146 . ( 4 ) . سبأ ( 34 ) 20 .