الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
257
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
و آن را از توهمات راوى مىشمارند ؛ زيرا اين حديث اقتضا مىكند كه عمر اجتهاد در مقابل نصّ كرده باشد يا چيزى را درك كرده باشد كه صاحب شريعت نفهميده است . ابن حجر تلاش كرده است كه خبر را صحيح جلوه داده ، به آنان پاسخ دهد ، ليك بر اشكال آن افزوده است . وى مىگويد : « ديگران بر اين باورند كه عمر ، از نهى خاصى در اين باره آگاهى يافت . » ولى از كجا ؟ قرطبى گويد : « شايد اين مطلب به ذهن عمر رسيد و گونهاى الهام بود » ؛ در حالى كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از آن محروم شده بود ! وى گويد : « نيز احتمال دارد عمر آن را از نهى از استغفار فهميده باشد » « 1 » كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن را نفهميده بود ! ابن حجر گويد : « سخن قرطبى نزديكتر [ به حقيقت ] است » ، ليك پرسش اين است كه چگونه به عمر چيزى الهام شد كه صاحب شريعت آن را نمىدانست . در اين جا ، ابن حجر اين فرض را پيش مىكشد كه عمر ، خود ، آن را فهميده باشد . وى مىگويد : [ م / 188 ] بنا بر روايت ابن مردويه ، عمر به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفت : « آيا بر او نماز مىگزارى ؛ در حالى كه خداوند تو را نهى كرده است ؟ » پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد : « كجا ؟ » وى گفت : « خداى تعالى فرمود : « اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ . . . » « 2 » . » ابن حجر گويد : « عمر از اين آيه چيزى را فهميده بود - كه مطابق با غالبِ استعمال در زبان عرب است - و آن ، اين كه " أو " در آيه براى تخيير نيست ، بلكه براى يكسان انگارى وصف و عدم وصف ياد شده است . . . همچنين عمر از عبارت « سَبْعِينَ مَرَّةً » ( هفتاد بار ) مبالغه را فهميده بود ؛ نه اين كه عدد ، مفهومى داشته باشد . مراد آيه ، نفى آمرزش آنان است ؛ هرچند طلب آمرزش زياد گردد ؛ بنابراين از جملهء ياد شده ، نهى از استغفار فهميده مىشود ، بدين جهت عمر چنين برداشتى كرده است . همچنين عمر فهميده بود كه بالاترين هدف از [ خواندن ] نماز بر ميت ، طلب
--> ( 1 ) . قرطبى ، ج 8 ، ص 219 . ( 2 ) . توبه ( 9 ) 80 .