الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

253

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

روايات اسباب نزول شناخت اسباب نزول ارزش فراوانى در مسير فهم معانى قرآن كريم دارد ؛ آن‌سان كه به تفصيل در اين باره سخن گفته‌ايم ، « 1 » ليك اكنون ، اين نكته را بايد ياد كرد كه رنگ و بوى روايات رسيده در اين باب ، ضعف و جهالت و ارسال ، در كنار جعل و دسّ و تزوير است . امام بدر الدين زركشى گويد : « بايد از روايات ضعيف و مجعول اين باب - كه فراوان است - پرهيخت . » ميمونى گويد : « از امام احمد بن حنبل شنيدم كه سه چيز ، اساسى ندارد : اخبار جنگ‌ها ( مغازى ) ، روايات فتنه‌هاى آخر الزمان و تفسير [ نقلى ] » ؛ يعنى اساسى قابل اعتماد ندارند . شاگردان محقق وى گفته‌اند : « مرادش اين است كه به طور غالب ، سند صحيح و متصل ندارند ؛ و گرنه بخش فراوانى از آنها صحيح مىباشند . » « 2 » جلال الدين سيوطى گويد : « روايات صحيح آن ، بسيار اندك است ، بلكه روايات مرفوع « 3 » آن در نهايت كمى مىباشد . » « 4 » او از واحدى انتقاد كرده كه چرا بيشتر احاديثى كه در « اسباب النزول » نقل كرده ، ضعيف است يا در سند آنها افرادى مجهول وجود دارد يا رواياتى باطل نقل كرده است ، از اين رو خود به تأليفى مختصرتر ، جامع‌تر و استوارتر اقدام كرد و نامش را « لباب النقول » نهاد . سيوطى كتاب خود را داراى امتياز بر تأليف واحدى مىدانست : نخست : اختصار ؛ دوم : گرد آورى بسيارى از رواياتى كه از چشم واحدى پنهان مانده بود ؛ سوم : مستند كردن هر حديث به كتابى معتبر . واحدى گاه حديث را با سندش آورده كه با وجود طولانى شدن ، منبع نقل آن مشخص نيست . گاه نيز

--> ( 1 ) . بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 253 - 276 . ( 2 ) . البرهان ، ج 2 ، ص 156 . ( 3 ) . [ رواياتى كه سندشان به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم متصل مىشود . ] ( 4 ) . الاتقان ، ج 4 ، ص 181 .